سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
110
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
عبد اللّه بن عباس از جمله كسانى بود كه به نصيحت حسين بن على عليه السّلام پرداخت . او از امام حسين خواست در حجاز بماند و به كوفه نرود و آن حضرت را به بىوفايى كوفيان و رفتار اين مردم با پدرش على و برادرش حسن يادآور شد . او مىگفت : « در اينجا ( حجاز ) بمان ، اگر مردمان عراق دشمن خود را عقب راندند تو نزد ايشان برو . بهتر است از مردم بر كنار باشى و فقط با آنها نامهنگارى كنى و داعيانت را به سويشان بفرستى كه اگر چنين كنى ، اميدوارم به آنچه دوست دارى دست يا بى . » سپس ابن عباس به امام حسين عليه السّلام پيشنهاد كرد به يمن برود . او راه پيروزى را اينچنين براى آن حضرت ترسيم كرد : « اگر حتما بايد به روى و از خارج نشدن ابا دارى ، به يمن برو كه آنجا پناهگاهها و درههاى بسيار دارد و سرزمين پهناورى است كه شيعيان پدرت هم در آن هستند . بنابراين ، تو در آنجا گوشهنشينى اختيار كن ، اما با مردم مكاتبه داشته باش و داعيانت را نزدشان بفرست . » « 1 » فاجعهء كربلا در خلافت يزيد بن معاويه روى داد ، به گونهاى كه در اين واقعه ، حسين بن على عليه السّلام و شمارى از علويان شهيد شدند و ضربه سنگينى بر خاندان هاشمى وارد آمد . اين خاندان ، رهبر و سرور خود را از دست داد . برخى بزرگان بنى هاشم ، همچون عبد الله
--> - آوردهاند كه اولا : مهاجران و فرزندانشان خود را ولات امر مىدانستهاند ، ثانيا : حسين بن على عليه السّلام به عنوان يكى از ولات امر قيام كرد ، و ثالثا : استراتژى امام در اتخاذ اين سياست ، اتحاد با ديگر مهاجران عليه يزيد بود . شايد بتوان رويارويى مدينه با شام را در واقعه حره با مسامحه در تعبير ، تبلور ادعاهاى مهاجران به عنوان ولات امر دانست كه البته در آن دوره بسيارى از بزرگان مهاجران و فرزندانشان از ورود به سياست اجتناب مىكردند . براى مثال ، عبد الله بن عمر از عهد خلافت على عليه السّلام اعتزال الفتنه را اولى دانست ( ر . ك : مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 24 - 25 ) لكن راجع به دو اصل ديگر ، هيچ سند و مدرك تاريخى ، چه در خطبهها و چه در روايات حسين بن على عليه السّلام مبنى بر قيام ايشان به عنوان يكى از ولات امر چون ديگر مهاجران و به منظور جلب پشتيبانى و حمايت ايشان وجود ندارد . امام حسين عليه السّلام امر ولايت را از آن خود مىدانست و مىفرمود : هرگز با او [ يزيد ] بيعت نخواهم كرد ؛ او براى برادرم سوگند ياد كرد كه پس از خود ، خلافت را در هيچ يك از فرزندان خود قرار ندهد و آن را - اگر من زنده بودم - به من واگذارد ؛ اكنون او از دنيا رفت و به سوگند خود وفا نكرد . . . . ( ر . ك : فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السّلام ، ص 314 . ) اصولا نقطه اتكاى دعوت حسين بن على ، كوفه و عراق بود و مدينه و مكه جايگاهى در قيام او نداشتند . ( مترجم ) . خربوطلى ، الدولة العربية الاسلامية ، ص 190 . ( 1 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 16 / ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 160 .