منصور سيد سجادى

97

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

داستان‌هاى ايرانى يعنى داستان آرش كمان‌گير در زمان پادشاهى منوچهر بوده است 8 . در اين زمان براساس روايات ايرانى ، تورانيان پس از پيروزى در جنگى شرايطى را بر ايرانيان تحميل كرده‌اند كه از جمله آن شرايط يكى هم تعيين مرزهاى جديد بين ايران و توران بوده كه بايد توسط پرواز تيرى كه از كمان يكى از ايرانيان رها مىشده تعيين گردد . آرش شيوا تير 9 خود را نامزد رها كردن تير كرده و سپس از كوه آريو خشتوا / Ayrio Xsutha 10 بالا رفته و تير خود را رها نموده است و اين تير با يارى خداوند به كوه‌هاى خونانت / Xwanant 11 يعنى مرزهاى قديمى بين دو كشور رسيده است . بنابر نظر برخى از پژوهندگان اين تير سحرآميز از كوه‌هاى البرز در طبرستان به آن سوى مرو و نزديك كرانه‌هاى آمودريا رسيده است 12 . طبق نظر زرين‌كوب جدا از گرد و غبار افسانه‌ها كه بر روى اين داستان زيبا نشسته است ، داستان آرش بازگوى چگونگى روابط موجود بين پيروان دو روش گوناگون اجتماعى ؛ يعنى يك‌جانشينان ( كشاورز ) ايرانى از يك‌سو و كوچندگان ( شبانان ) تورانى ، آريائيان شمالى يا سكاها از سوى ديگر است 13 . به خاطر موقعيت جغرافيايى مرو ، اين‌جا محل توقف و برخورد قبايل و گروه‌هاى نژادى گوناگونى بوده كه از شمال به سوى فلات ايران يا شبه‌قارهء هند در حركت بوده‌اند و منطقهء مرغيانه پيش از شكل‌گيرى پادشاهى هخامنشى توسط گروه‌هاى مختلف نژادى نظارت مىشده است . رئيس السادات با تكيه به نظريات گوتشميت و بارتولد مىنويسد كه در آن دوره سكاهائى كه به سوى افغانستان امروزى رهسپار بودند ، مرغيانه را كه در آن زمان جزئى از باكتريانا بشمار مىرفته در اشغال خود داشتند . اين سكاها تيره‌اى از يك قبيلهء بزرگ‌تر سكائى بوده‌اند كه در زمان‌هاى پيشين در مناطق پائينى رودخانهء جيحون ؛ يعنى در اطراف واحهء مرو و نيز در كرانه‌هاى هريرود جاى داشته‌اند و از آنجا بود كه به سوى جنوب و سكستان مهاجرت كرده‌اند . گروه نژادى مهم ديگرى كه در منطقهء مرو و اطراف آن‌جاى گرفته بودند ماساژت‌ها بودند 14 . بنا به نظر برخى از پژوهندگان ، در بامداد شكل‌گيرى پادشاهى ايرانيان ( هخامنشيان ) و زمانى كه گروه‌هاى مختلف نژادى در زير يك بيرق جمع شده بودند ، مرو بخشى از