منصور سيد سجادى
76
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
تقسيمبندى اولى خود بخشى از نيشابور بوده به صورت يكى از ارباع درآمده است ؛ در حالى كه مرو شاهجان در جاى پيشين خود مانده و ربع سوم با نام ربع بلخ / طخارستان ياد شده و بالاخره ربع چهارم يعنى ماوراء النهر در جاى خود ثابت مانده است . استخرى نيز در حقيقت همين تقسيمبندى چهارگانه را با تغييراتى پذيرفته و مىنويسد كه شهرهاى خراسان كى اعمال جمع كنند و آن را نام برند و بازگويند چهار شهر است كه عبارتند از نشابور و مرو و هراه و بلخ 59 و ديگر شهرها و نواحى خراسان كه عبارتند از قوهستان و طوس و نسا و باورد و سرخس و اسفراين و بوشنگ و بادغيس و گنج رستاق و مرو رود و گوزگانان و غرجستان و باميان و تخارستان و زم و آمل هستند و اضافه مىكند كه خوارزم را بنابر دلايلى كه پيشتر ذكر كرده ، در جزء ماوراء النهر ياد خواهد كرد 60 . در كار استخرى ، ماوراء النهر حذف شده و به جاى آن ربع اول كه در ابتدا شامل شهرهاى مهم هرات و نيشابور بوده در اينجا همانند ابن خردادبه به دو قسمت شده و نشابور يك ربع و هرات ربع دوم را تشكيل داده و مرو و بلخ جاى خود را حفظ كردهاند 61 . تقسيمبندىهاى چهارگانهء خراسان يادآورىكنندهء تقسيمبندى چهارگانهء خراسان بزرگ از سوى نويسندهء حدود العالم و ديگران است . در حقيقت اگر تقسيمات خراسان بزرگ نويسندهء حدود العالم را به ياد بياوريم ، ديده مىشود كه وى نيز به همان چهار ربع اوليه توجه داشته است ؛ به اين شكل كه اول ربع نيشابور و هرات كه برابر مىشود با ربع اول بلاذرى ، شامل نشابور و هرات و توابع آنكه در ابن فقيه / بلاذرى و ابن خردادبه در جزو ربع دوم آمده است . دوم ، ربع دوم يا « ناحيت حدود خراسان » كه در حدود العالم تقريبا به كليهء سيستان ، زابلستان و كابلستان اطلاق شده است و سوم ، ماوراء النهر كه در حدود العالم مخلوطى از ارباع سوم و چهارم ابن فقيه / بلاذرى و ابن خردادبه است با ذكر نام شهرهايى چون بخارا و فرب و سغد و جغانيان و مانند آن و بالاخره ربع چهارم شامل ختلان و وخش و تركان و خوارزم كه تركيبى از ربعهاى شماره سه و چهار ابن فقيه / بلاذرى و ابن خردادبه هستند 62 . در آغاز دوران اسلامى و در سال 45 هجرى ، فاتحان جديد نيز تحت حكومت زياد بن ابيه ابى سفيان خراسان را به چهار استان بخش نمودند كه