منصور سيد سجادى

73

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

بوده است 45 . تعريف اين نويسنده از ناحيت حدود خراسان نشان‌دهندهء درستى مطلبى است كه پيش‌تر در مورد كذب تقسيم‌بندى مشرق زمين به چهار بخش جداگانه بيان كرديم . در حقيقت به شهادت نام شهرها و تا حدودى كه در اين كتاب براى « حدود خراسان » تعريف شده است ، اين « حدود خراسان » جز بخش‌هايى از خود خراسان بزرگ نمىتواند باشد . در اين تعريف ، تقريبا همان جملات به كار برده شده در تعريف خراسان با تغييرات جزئى تكرار شده‌اند ؛ يعنى حدود شرقى « ناحيت حدود خراسان » به مانند خود « ناحيت خراسان » همان هندوستان است ، درحالىكه مرزهاى جنوبى آن تغيير كرده و به : « بيابان سند و بيابان كرمان » 46 منتهى مىشوند و اين در تناقض با مرزهاى جنوبى خراسان يعنى كركس كوه بوده كه در جنوب كاشان واقع شده و طبعا نسبت به خراسان از بيابان كرمان دور تر است ؛ هرچند كه شايد در آن زمان بيابان كرمان شامل منطقهء كاشان و كركس كوه نيز مىشده است و تازه در اين حالت نيز مرزهاى ناحيت خراسان با مرزهاى ناحيت حدود خراسان يكى مىشوند . اين معنى در شرح ساير مرزها دقيق‌تر است و اختلاط كمترى به وجود آمده است . از جمله در تعريف منطقهء غربى و شمالى « ناحيت حدود خراسان » مىنويسد : « و مغرب وى حدود هرى است و شمال وى غرجستان است و گوزگانان و تخارستان 47 و اين ناحيتى است بعضى از او گرم‌سير است و بعضى سردسير و از كوه‌هاى وى برده غورى افتد به خراسان و جايى بسيار كشت و برز است و آلات هندوستان به اين ناحيت افتد » 48 . پيش از آن‌كه به نوشته‌هاى ساير ساير جغرافىنويسان دوران اسلامى در اين زمينه بپردازيم ، لازم به اشاره است كه نويسندهء حدود العالم ماوراء النهر را « در تركستان » 49 مىداند و اين تعريفى است كه دربارهء خود خراسان نيز دارد 50 و بدان معناست كه در آن زمان با وجود حضور تركان در منطقهء ماوراء النهر آنان هنوز جايگزين فرهنگ ايرانى نشده بودند و دوم آن‌كه با اين تعريف بار ديگر روشن مىشود كه از نظر اين نويسنده ، ماوراء النهر با خراسان يكى دانسته مىشده و تقسيم‌بندى چهارگانهء مورد اشاره در سطور پيشين از سرزمين‌هاى شرقى اسلامى تنها تقسيمات داخلى اين ايالت گسترده بوده است . اين مسئله به خصوص با