منصور سيد سجادى

46

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

شهميرزادى دو كتاب اساسى دربارهء باستان‌شناسى آسياى مركزى به فارسى ترجمه و در اختيار پژوهشگران گذاشته شده است . كتاب اول از گرگوار فرامكين 170 است كه خلاصه‌اى از تاريخچهء باستان‌شناسى به خصوص تشريحى دقيق از محوطه‌هاى باستانى جمهورىهاى آسياى مركزى اتحاد جماهير شوروى سابق را به دست مىدهد و با وجود گذشت بيش از 25 سال از نوشتن آن ، هنوز مىتوان از آن به صورت يكى از كتاب‌هاى مرجع در اين زمينه نام برد . كتاب دوم ، تاريخ تمدن‌هاى آسياى مركزى است 171 كه به گونه‌اى كلىتر ، كليهء سرزمين‌هاى آسياى مركزى را در ابعادى بسيار وسيع‌تر كه شامل فلات ايران و شبه‌قارهء هند نيز مىشود ، از نظر داده‌هاى باستان‌شناسى مورد تجزيه و تحليل قرار مىدهد . خلاصه‌اى از فعاليت‌هاى باستان‌شناسى در منطقهء مرو نيز به قلم هايده معيرى در سال 1371 در تهران به چاپ رسيده كه حاوى مطالب درخور توجهى دربارهء باستان‌شناسى مرو است ؛ هرچند اطلاعات ارائه شده در آن ، مربوط به ساليان گذشته است 172 . نكته دوم آن‌كه ، با مطالعه و تحقيق در نوشته‌هاى باستان‌شناسان شوروى سابق كه اخبار و اطلاعات بسيار دست اول و جالبى را دربارهء محوطه‌هاى باستانى آسياى مركزى در اختيار مىگذارند ، با كمال تاسف با نوعى عناد و كينه‌ورزى در برابر فرهنگ ايرانى مواجه مىشويم كه قابل توجيه نيست . توضيح آن‌كه كليه يا تقريبا كليهء اين باستان‌شناسان و محققان سعى بر نوعى « ايرانىزدايى » كردن فرهنگ‌ها و تمدن‌هاى ايرانى در آسياى مركزى را داشته و متاسفانه هنوز هم دارند . در بيشتر اين مقالات و نوشته‌ها سعى « شوروىها » آن بوده است كه از وجود يك تمدن مستقل و بدون رابطه با فرهنگ ايرانى صحبت كنند و كلا سعى آنان بر نفى هرگونه ارتباط فرهنگى و تمدنى بين آسياى مركزى با ايران و فلات ايران و فرهنگ و تمدن ايرانى ، چه در دوران پيش از اسلام و چه در دوران اسلامى ، بوده است . اين كار اگر از سوى روسيان ، مانند آنچه تولستوف دربارهء آبراهه‌هاى خوارزم كرده و با به عقب بردن تاريخ اين آبراهه‌ها سعى بر نفى وجود نفوذ هخامنشيان بر ساخت و تنظيم و ادارهء اين آبراهه‌ها در خوارزم - علىرغم