منصور سيد سجادى
103
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
هونها را كشته و به خاطر اين پيروزى گرانبها سر وى را به آتشكدهء آذر گشسپ در آتروپاتن ارسال كند . براساس آنچه ماركوارت با تكيه به روايت دينورى مىنويسد ، در اين نبرد بهرام ( 421 - 439 ميلادى ) پيش از برخورد با سپاه 25000 نفرى تركان ابتدا به سوى طبرستان شتافت و سپس از راه گرگان و نسا به مرو رسيد و در محل شهرك كشميهن به نبرد با سپاه تركان پرداخت 41 . پيروزى بهرام گور بر تركان باعث جلوگيرى از ادامهء نبردهاى بعدى ايرانيان با تركان و هفتاليتها نگرديد . در دوران پادشاهى پيروز ساسانى ، هفتاليتها موفق به فتح مرو و مرو الرود و هرات شدند و ماليات سنگينى را بر مردم شهرهاى شكستخورده تحميل كردند . اوضاع سرزمينهاى شرقى و شمال شرقى ايران تا زمان پادشاهى انوشيروان نيز تغيير نكرد . بعدها در همين شهر مرو بود كه با كشته شدن يزدگرد سوم برترى ايرانيان از بين رفت و فاتحان جديد با ورود به اين شهر و مناطق اطراف آن ، در كنار آيين جديد همراه خود سلسله قوانين و مقررات اجتماعى جديدى را نيز وارد كردند و سرنوشت سياسى / اجتماعى اين شهر را همراه ساير نواحى و مناطق مفتوحهء فلات ايران ، به كلى تغيير دادند . پس از حملات تازيان به مناطق غربى كشور و شكست نيروهاى ساسانيان در مقابل اين نيروى نوخاسته ، يزدگرد سوم ابتدا به كرمان گريخت و سپس براى دريافت كمك رهسپار سيستان شد . با از دست دادن اميد يارى از جانب كرمانيان و سيستانيان به سوى خراسان روانه شد . وى كه از سويى از جانب تازيان تعقيب مىشد و از سوى ديگر گرفتار خيانت خاقان سغديانا ، كه پيشتر به وى قول كمك و همراهى داده بود شده بود ، مجبور به اقامت در مرو شد . در اين شهر ماهوى سورى ، نامى كه فردوسى و طبرى به فرمانرواى مرو كه خويشاوند خاقان نيز بود دادهاند ، با همراهى و كمك نيزك خان يا ترخان نيزك ، حكمران بادغيس ، وى را به قتل رساندند و به اين ترتيب نقطهء پايانى بر يك دوره از تاريخ ايران نهادند . داستان چگونگى كشته شدن يزدگرد از سوى نويسندگان ، از جمله ثعالبى بيان شده است . ثعالبى مىنويسد : « . . . چون يزدگرد به نيشابور درآمد ، از يكسو از تازيان هراسان بود و از ديگر سوى از تركان و به حصار و دژ نيشابور