محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )
703
منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )
3492 امام على عليه السلام : از همنشينى با افراد فاسق و فاجر و متظاهر به معاصى خدا دورى كن . 3493 امام على عليه السلام : دوستِ آدم نادان ، در رنج و سختى است . 3494 امام على عليه السلام : از مصاحبت با فاسقان دورى كن ؛ زيرا بدى به بدى مىپيوندد . 3495 امام على عليه السلام - در سفارش به فرزند بزرگوار خود حسن عليه السلام - فرمود : فرزندم ! از دوستى با احمق بپرهيز ؛ زيرا او مىخواهد به تو سود رساند ، اما زيان مىزند . 3496 امام زين العابدين عليه السلام - در سفارش به فرزند بزرگوارش حضرت باقر عليه السلام - فرمود : زنهار از مصاحبت با كسى كه از خويشان خود مىبرد ؛ زيرا من چنين كسى را در سه جاى كتاب خداوند عز و جل لعنت شده يافتم . 3497 امام رضا عليه السلام : دوستِ آدم نادان ، در رنج است . 1104 - عوامل برهم زنندهء دوستى 3498 امام على عليه السلام : هر گاه مرد برادر خود را عصبانى ( خجالت زده ) « 1 » كند ، او را از دست بدهد . 3499 امام على عليه السلام : حسادت ورزيدن دوست ، از ناسالم بودن دوستى است . 3500 امام على عليه السلام : زنهار كه بدگمانى هرگز بر وجود تو چيره نشود ؛ زيرا جايى براى دوستى تو با كسى باقى نمىگذارد . 3501 امام على عليه السلام : هر كه از دوست خود پرس و جوى زياد ( حسابكشى ) كند رشتهء دوستيش بگسلد . 3502 امام على عليه السلام : هر كه با برادران مناقشه كند ، دوستانش كم شود . 3503 امام صادق عليه السلام : اگر مىخواهى كه دوستى برادرت براى تو خالص بماند ، هرگز با او شوخى مَكن ، با او ستيزه مَكن ، به او فخر مفروش ، و با وى خصومت مورز . 3504 امام هادى عليه السلام : ستيزه جويى ، دوستىِ ديرينه را بر هم مىزند و پيوند محكم ( هر امرى ) را مىگشايد . كمترين چيزى كه در ستيزه كردن هست ، اين است كه هر يك مىخواهد بر ديگرى چيره آيد و اين چيرهجويى ، عامل اصلى بريده شدن پيوند دوستى است . 1105 - مرزهاى دوستى 3505 امام على عليه السلام : دوست راستين ، كسى است كه تو را در بر طرف كردن عيبهايت راهنمايى كند ، در غيابت مواظب تو باشد و تو را بر خودش ترجيح دهد . 3506 امام على عليه السلام : هر چه محبّت دارى نثار دوستت بكن ، اما هر چه اطمينان دارى به پاى او مريز . 3507 امام صادق عليه السلام : دوستى مرزهايى دارد كه هر كس همه يا برخى از آنها را داشته باشد ، دوست است و گرنه او را اصلًا دوست مشمار : نخست اين كه ظاهر و باطنش با تو يكى باشد ؛ دوم اين كه آبروى تو را آبروى خودش داند و عيب و بى آبرويى تو را عيب و بى آبرويى خودش ؛ سوم اين كه مقام و مال ، ( برخورد ) او را نسبت به تو عوض نكند ؛ چهارم اين كه هر كمكى از دستش
--> ( 1 ) . در متن روايت واژهء « احتشام » به كار رفته ، اين واژه در لغت به معناى خجالت دادن و نيز عصبانى كردن آمده است .