محمد الريشهري ( مترجم : شيخى )

653

منتخب ميزان الحكمة ( فارسى )

- فرمود : [ كمترين شرك اين است كه ] كسى به هستهء ميوه بگويد : اين يك ريگ است ، و به ريگ بگويد : اين يك هسته است ، و به اين حرف خود هم معتقد و پايبند باشد . « 1 » 3244 امام صادق عليه السلام - نيز در همين باره - فرمود : كسى كه عقيده‌اى را بدعت گذارد و به خاطر آن حبّ و بغض ورزد . ر . ك : ايمان ، باب 186 ؛ كفر ، باب 1605 . 1024 - شرك پنهان قرآن : « و بيشتر آنان به خدا ايمان نياورند مگر آن كه مشرك باشند » . حديث : 3245 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : از كارى كه موجب عذر خواهى مىشود بپرهيز ؛ زيرا در آن شرك خفىّ است . 3246 تفسير العيّاشى - به نقل از مالك بن عطيه - : امام صادق عليه السلام دربارهء همين آيه فرمود : مانند اين كه انسان بگويد : اگر فلانى نبود ، من از بين مىرفتم و اگر فلانى نبود ، چنين و چنان مىشدم و اگر فلانى نبود ، خانواده‌ام نابود مىشد ؛ مگر نمىبينى كه او با اين حرفها در مُلك خدا ، برايش شريكى قائل شده كه روزيش مىدهد و از او دفاع و دفع گرفتارى مىكند ؟ عرض كردم : پس بگويد : اگر خداوند به واسطهء فلانى بر من منّت ننهاده بود از بين مىرفتم ؟ فرمود : آرى ، اشكالى ندارد . 3247 امام صادق عليه السلام - دربارهء همين آيه - فرمود : منظور شرك در اطاعت است نه شرك در عبادت . 3248 امام صادق عليه السلام : همانا شرك ناپيداتر از حركت مورچه است . جا به جا كردن انگشتر براى يادآورى كارى و امثال آن از شمار شرك [ خفىّ ] است . 3249 امام صادق عليه السلام - دربارهء آيهء : « و بيشتر آنان ايمان نمىآورند مگر آن كه مشرك باشند » - فرمود : آنها مىگفتند : با [ غروب ] فلان ستاره و [ طلوع ] به همان ستاره باران مىبارد . يا به پيشگوها مراجعه مىكردند و گفته‌هاى آنان را باور مىداشتند [ و همهء اينها شرك خفى است ] . ر . ك : رياكارى ، باب 787 .

--> ( 1 ) . منظور اين است كه كسى چيزى را - هرچند ناچيز - جزء دين بداند و به آن به عنوان دين باور داشته باشد . اين ، كمترين مرحلهء شرك است . مانند اين كه به هسته‌اى بگويد ريگ و يا به ريگى بگويد هسته و به اين گفتهء خود به عنوان دين ، عقيده‌مند باشد .