محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )
92
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
و بالاى سر ايشان نشست . چون پيامبر صلى الله عليه و آله چشمانش را گشود و او را ديد ، از او رو گردانيد . ابو بكر برخاست و گفت : اگر با من كارى داشت ، مرا از آن آگاه مىكرد . هنگام بيرون رفتن ابو بكر ، پيامبر صلى الله عليه و آله سخنش را تكرار كرد و فرمود : « برادر و همراهم را به نزدم فرا بخوانيد » . حفصه گفت : عمر را برايش فرا بخوانيد . او را فرا خواندند . چون حاضر شد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را ديد ، از وى نيز رو گردانيد و او هم بازگشت . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « برادر و همراهم را به نزدم فرا بخوانيد » . امّ سلمه گفت : على را برايش بياوريد كه جز او را نمىخواهد . امير مؤمنان ، فرا خوانده شد و چون به او نزديك شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله ، اشارهاى به او كرد . على عليه السلام خم شد و پيامبر صلى الله عليه و آله مدّت زيادى با او نجوا كرد . سپس برخاست و در كنارى نشست تا پيامبر صلى الله عليه و آله به خواب رفت . مردم به او گفتند : اى ابو الحسن ! چه چيزى با تو در ميان نهاد ؟ گفت : « هزار باب علم به من آموخت كه هر كدامش هزار باب را بر من گشود و مرا به چيزى وصيّت كرد كه اگر خدا بخواهد ، بدان اقدام مىكنم » . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله سنگين شد و به حال احتضار افتاد و امير مؤمنان ، نزدش بود . چون زمان آن رسيد كه جان از كالبدش به در رود ، به على عليه السلام فرمود : « اى على ! سرم را بر دامنت بگذار كه امر الهى رسيد و پس از بيرون رفتن جانم ، آن را به دست گير و به صورتت بكش . سپس مرا رو به قبله كن « 1 » و كار [ غسل و كفن ] مرا خود به عهده بگير و پيش از همهء مردم بر من نماز بگزار و از من جدا مشو تا مرا در گور نهى و از خداى
--> ( 1 ) . محتضر بايد پيش از مرگ ، رو به قبله باشد . از اين رو محتمل است در عبارت ، تصحيفى رخ داده باشدو يا عبارت ، تأكيد باشد . ( م )