محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )
78
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
استهزا گفت : « مسلمانان تا لب دريا خواهند دويد ! » . « 1 » در اين هنگامهء دشوار ، تعدادى اندك ( حدود ده نفر ) در كنار پيامبر خدا ماندند و دفاع از آن بزرگوار را به جان خريدند كه على عليه السلام از آنان بود و پروانهوار بر گِرد شمع وجود پيامبر خدا مىگشت و كسانى را كه قصد جان پيامبر خدا را كرده بودند ، فرارى مىداد . پيامبر صلى الله عليه و آله با ندايى بلند در اوج دشوارىها و شكستها فرياد زد : اى ياران خدا و ياران پيامبرش ! من بندهء خدا و پيامبر او هستم . و آن گاه ، استرش را به سوى دشمن راند . يارانِ همراه آن بزرگوار نيز در كنار وى حركت كردند و عبّاس ، عموى پيامبر خدا ، به فرمان وى با فريادى بلند ، مسلمانان را به يارى فراخواند و بدينسان ، لشكر اسلام ، دوباره سامان يافت . « 2 » استوارْ گامى و نبرد بىامان على عليه السلام در اين جنگ نيز چشمگير بود . آن بزرگوار ، چهل نفر از هوازن را كشت كه يكى از آنان ، ابو جرول ، از دلاوران هوازن بود و مرگ او مقدّمهء فروپاشى سپاه هوازن شد . پيامبر صلى الله عليه و آله ، فراريان را تعقيب كرد و دژ آنان را در طائف ، محاصره كرد . در اين محاصره ، على عليه السلام با نافع بن غيلان جنگيد و او را از پاى درآورد . چون نافع كشته شد ، گروهى از مشركان فرار كردند و برخى اسلام آوردند . افزون بر اين ، على عليه السلام در هنگام محاصرهء دژ ، مأموريت يافت تا بتهاى اطراف طائف را نابود كند كه اين مأموريت را نيز به گونهاى شايسته انجام داد . شيخ مفيد رحمه الله ، دربارهء حضور مؤثّر على عليه السلام در اين نبرد ، نوشته است : به فضيلتهاى امير مؤمنان در اين پيكار بنگر و در حقيقت آن ، تأمّل و انديشه كن . مىيابى كه در اين [ پيكار ] ، به همهء فضيلتها دست يافت و هيچ كس از
--> ( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 3 ص 74 . ( 2 ) . تاريخ الطبرى : ج 3 ص 75 .