محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )
111
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
جدا شدن راه اهل مدينه و مصرىها و . . . ) رسيد ، در شرايطى كه آفتاب ، اوج گرفته بود و بىامان ، بر زمينْ حرارت مىريخت . پيامبر صلى الله عليه و آله به فرمان الهى ، دستور داد كه سواران و پيادگان توقّف كنند و رفتگان باز آيند و آيندگان برسند . پيامبر صلى الله عليه و آله بر انبوهى از جهاز شتران ، فراز رفت و خطبه آغاز كرد . خداى را سپاس گفت و از اينكه به زودى از ميان آنان خواهد رفت ، پرده برگرفت و از آنان خواست كه دربارهء چگونگى رسالتگزارى وى ، گواهى دهند . مردمان ، يكسر فرياد برآوردند : گواهى مىدهيم كه تو ابلاغ كردى و خيرخواهى و مجاهده نمودى . پس خدا به تو جزاى خير دهاد ! آن گاه ، براى آمادهسازى مردمان براى شنيدن پيام آخرين ، بارها از صداقت خويش در ابلاغ و از « ثقلين » سخن گفت و جايگاه والاى خود را در ميان امّت ، برنمود و بر اولويّت خود بر آنان ، گواهى خواست كه پاسخهاى بلند و يك صدا شنيد . آن گاه ، دست على عليه السلام را گرفت و فراز آورد و با شكوهى شگرف و فريادى بس رسا فرمود : مَن كُنتُ مَولاه ، فعلىٌّ مولاه . « 1 » هر كه من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست . پيامبر صلى الله عليه و آله سه بار ، اين جمله را تكرار كرد و براى پذيرندگان ولايت على عليه السلام و دوستداران و ياوران او دعا كرد . بابررسى واژهء « مولا » در ادبيات عرب و شناخت قرائن ترديدى در دلالت حديث غدير بر امامت و خلافت بلافصل امير مؤمنان باقى نمىماند .
--> ( 1 ) . الكافى : ج 1 ص 287 ح 1 ؛ سنن الترمذى : ج 5 ص 633 ح 3713 .