محمد الريشهري ( تلخيص غلامعلى )
101
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )
بدين سان ، نبايد ترديد كرد كه « وا نهادن امور به امّت و يا نخبگان ( ! ) آنان » و « مرجع قرار دادن صحابه » ، عنوانى است كه در گذرگاه تاريخ ، براى توجيه رويدادهاى تلخِ روى داده پس از پيامبر خدا ساخته شده است ؛ عنوانى كه ريشه در هيچ يك از متون رسيده از پيامبر خدا ندارد . بدين ترتيب ، اين فرض نيز بىاعتبار مىشود . فرض سوم . تعيين سرنوشت و تصريح بر خلافت و ولايت در اين فرض ، بر اين باوريم كه پيامبر خدا با حساسيّت تمام ، آيندهء امّت را روشن ساخته و پيشواى پس از خود را تعيين نموده است و نيز بر اين باوريم كه غدير ، ماجرا و متن خطبهء شكوهمند آن ، تصريح و تأكيدى است بر آنچه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را بارها اعلام داشت : ولايت و امامت على عليه السلام ؛ همان كسى كه از آغازين روزهاى زندگىاش ، به خواست پيامبر صلى الله عليه و آله ، همبر او بود و شرك ، جان پاكش را هرگز نيالود . تصريح پيامبر خدا بر امامت و ولايت على عليه السلام بدان گونه گسترده و روشن است كه هيچ ترديدى را بر نمىتابد . آن بزرگوار ، نه يك بار و نه دو بار ، بلكه دهها بار به اشارت و صراحت ، « حقّ خلافت » و « خلافت حق » را فرياد كرد و طرحى روشن و مشخّص براى آيندهء امّت در انداخت و اين همه ، در برابر چشم مردم صورت پذيرفت . اين حقنمايى و حقگسترى ، تمام دوران رسالت آن بزرگوار را فرا گرفت و در واقعهء « غدير » به اوج خود رسيد و حق بر ستيغ قرار گرفت . در نگريستن به همهء اين موارد - كه تنها بخشى از آنها در اين فصل ، گزارش خواهند شد - ترديدى باقى نمىگذارد كه بزرگترين دلمشغولى پيامبر خدا ، مسئلهء « امامت و رهبرى آينده » بوده است . از اين روى ، پيامبر صلى الله عليه و آله براى روشن كردن اين