محمد الريشهري

399

علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى )

1105 . ابن عبّاس : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله براى ما خطبه خواند و فرمود : اى مردم ! حجّ بر شما مقرّر شده است . اقرع بن حابس برخاست و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا در هر سال ؟ فرمود : اگر مى گفتم [ بلى ] واجب مى شد و اگر واجب مى شد ، بدان عمل نمى كرديد و نمى توانستيد عمل كنيد . حج يك بار واجب است . هركه بيشتر به جا آورد مستحّب است . 1106 . ابن عباس : مردى عرض كرد : اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ! حج در هر سال است ؟ حضرت فرمود : بر هر انسان يك حجّ [ واجب ] است و اگر گفته بودم : آرى در هر سال ، در هر سال واجب مى شد . 1107 . انس : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خطبه اى خواند كه هرگز نظيرش را نشنيده بودم . فرمود : اگر آنچه را من مى دانستم مى دانستيد ، كم مى خنديديد و فراوان مى گريستيد . ياران پيامبر صلى الله عليه و آله چهره هايشان را پوشاندند و آرام گريستند . مردى گفت : پدر من كيست ؟ حضرت فرمود : فلانى . آن گاه اين آيه نازل شد : « از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود ، ناراحتتان مىكند » . 1108 . ابو موسى اشعرى : از پيامبر خدا چيزهايى پرسيده شد كه ناخوش مى داشت . چون پرسشها فراوان گشت خشمگين شد و فرمود : از من بپرسيد . مردى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ! پدر من كيست ؟ حضرت فرمود : پدر تو حذافه است . ديگرى برخاست و گفت : اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ! پدر من كيست ؟ فرمود : پدر تو سالم مولاى شيبه است . پس چون عمر خشم را در چهره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ديد گفت : بى گمان ما به سوى خدا عز و جلتوبه مى كنيم . 1109 . ابن عباس : گروهى به ريشخند از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سؤال مى كردند . مردى مى گفت : پدر من كيست ؟ و مردى كه شترش را گم كرده بود ، مى پرسيد : شترم كجاست ؟ پس خداوند اين آيه را درباره آنان نازل فرمود : « از چيزهايى مپرسيد كه اگر آشكار شود ، ناراحتتان مىكند . . . » . 1110 . امام باقر عليه السلام : هنگامى كه درباره چيزى با شما سخن گفتم ، دليل آن را از كتاب خدا از من بخواهيد ، پس امام در يكى از سخنانش فرمود : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله