محمد الريشهري

51

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

بود . چيزى از ايشان نپرسيديم ، جز آن كه پاسخ داد و ساكت نشديم ، مگر آن كه به سخن آمد ، تا آن كه جوانانى از بنى هاشم - كه حسن و حسين ميان آنان بودند - بر ايشان گذشتند . هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را ديد ، چهره‌اش گرفته و چشمانش اشكبار شد . به ايشان گفتند : اى پيامبر خدا ! چنان شادمان به سوى ما آمدى كه شادى را در چهره‌ات مىديديم و از چيزى نپرسيديم ، جز آن كه پاسخمان را دادى و سكوت نكرديم ، جز آن كه تو با ما سخن گفتى ، تا اين كه اين جوانان بر تو گذشتند و براى آنان غمگين شدى و ديدگانت اشكبار شد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « ما خاندانى هستيم كه خداوند عز و جل ، آخرت را براى ما بر دنيا ترجيح داده است و خاندانم پس از من ، رانده و در شهرها آواره مىشوند ، تا آن كه پرچم‌هاى سياهى از سمت شرق برافراشته مىشوند كه حق را مىطلبند ؛ امّا به آنها داده نمىشود و مىجنگند و پيروز مىشوند و آنچه خواسته بودند ، به آنها داده مىشود . هر كس از شما يا فرزندانتان ، آنها را درك كرد ، به سويش بشتابد ، حتّى اگر ناگزير به خزيدن بر روى برف باشد ؛ چرا كه آنها پرچم‌هاى هدايت هستند و آنها را به مردى از خاندان من مىسپارند كه زمين را از عدل و داد پر مىكند ، همان گونه كه از ظلم و ستم ، پر شده است » . « 1 » 1025 . الفتن ، ابن حمّاد - با سندش به نقل از حسن - : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بلايى را ذكر كرد كه اهل بيتش به آن دچار مىشوند تا آن كه خداوند ، پرچمى سياه‌رنگ را از شرق بر مىانگيزد كه هر كس آن را يارى كند ، خداوند ، يارىاش مىكند و هر كس آن را وا نهد ، خداوند ، او را وا مىنهد تا نزد مردى همنام من بيايند و كار خود را به او بسپارند و خداوند نيز او را استوار مىدارد و يارى مىدهد . « 2 » 1026 . تاريخ بغداد - با سندش به نقل از ابو شُراعه - : در خانه‌اى نزد ابن عبّاس بوديم . گفت : آيا غريبه‌اى ميان شما هست ؟ گفتند : نه .

--> ( 1 ) . دلائل الإمامة : ص 446 ح 420 ، العدد القويّة : ص 91 ح 157 . ( 2 ) . الفتن ، ابن حمّاد : ج 1 ص 313 ح 904 .