محمد الريشهري
70
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
خميده ، گونههايش نرم و هموار ، و بر گونهء راستش ، يك خال بود . هنگامى كه او را ديدم ، از صفت و حُسن او ، عقل از سرم پريد . پس به من فرمود : « اى فرزند مهزيار ! برادرانت را در عراق به چه حال گذاشتى ؟ » . گفتم : در زندگىاى سخت و ناگوار ! شمشيرهاى بنى شيصبان ، پى در پى بر آنها فرود آمده است . فرمود : « خدا آنها را بكُشد ! چگونه از حق ، به جايى ديگر روى مىكنند ؟ ! گويى آنها را مىبينم كه در خانههايشان كشته شده و فرمان [ عذاب ] الهى ، شب و روز آنها را در بر گرفته است » . گفتم : اى فرزند پيامبر خدا ! اين ، كِى رخ مىدهد ؟ فرمود : « هنگامى كه ميان شما و راه كعبه به وسيلهء گروههايى كه بهرهاى [ از دين ] ندارند و خدا و پيامبرش از آنان بيزارند ، مانع ايجاد گردد و سرخى ، سه بار در آسمان پديدار شود كه سه ستون نقرهفام در آن مىدرخشد . و سروسى از ارمنستان و آذربايجان خروج مىكند و به عزم كوه سياه در پشت رى - كه به كوه سرخ چسبيده و به كوههاى طالقان متّصل است - ، مىآيد و ميان او و مروزى ، جنگى خانمانسوز رخ مىدهد كه خردسال ، در آن ، پير و پير ، فرتوت مىشود و كشتار ميان آنان بالا مىگيرد . آن هنگام ، منتظر خروج او به سوى بغداد باشيد و در آن درنگ نمىكند تا به باهات و سپس به شهر واسط در عراق برسد . در آن جا يك سال يا كمتر مىماند و سپس به سوى كوفه بيرون مىرود و ميان آنها ، جنگى از نجف تا حيره و غرى ( مزار شريف امام على عليه السلام ) در مىگيرد كه از شدّتش ، عقلها از سرها مىروند و آن ، هنگام نابودى هر دو گروه است و خداوند ، باقى ماندگانش را درو مىكند » . سپس سخن خداى متعال را قرائت كرد : « به نام خداوند بخشندهء بخشايشگر . امر ما شب يا روز به آنها رسيد و ما آن را چنان درو كرديم كه گويى ديروز ، وجود