محمد الريشهري

60

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

من مىگويند . بنا بر اين ، از آن دو ، حرف‌شنوى و اطاعت كن ؛ چرا كه هر دو موثّق و امين اند » . اين فرمايش دو امامِ پيشين در بارهء توست . ابو عمرو ، به سجده افتاد و گريست . سپس گفت : بگو چه مىخواهى ؟ گفتم : آيا تو جانشين بعد از ابو محمّد عليه السلام را ديده‌اى ؟ گفت : آرى ، به خدا ! گردنش چنين بود و با دست خود نشان داد . به او گفتم : يك سؤال ديگر مانده است . گفت : بگو . گفتم : نام ؟ گفت : پرسيدن آن بر شما حرام شده است . من اين را از پيش خود نمىگويم . من حق ندارم حلال و حرام تعيين كنم ؛ بلكه اين فرمايش خود ايشان است ؛ زيرا حكومت اين طور فكر مىكند كه ابو محمّد عليه السلام درگذشته و فرزندى از خود به جا نگذاشته و ميراثش را تقسيم كرده و آن را كسى برداشته كه در آن ، حقّى نداشته است . « 1 » اين هم خانواده‌اش كه در به در شده‌اند و هيچ كس جرئت نمىكند با آنها ديدار كند ، يا به آنها چيزى بدهد . نام كه مطرح شود ، تعقيب هم مطرح مىشود . پس ، از خدا بترسيد و از [ پرداختن به ] اين موضوع ، خوددارى كنيد . كلينى - كه رحمت خدا بر او باد - گفت : شيخى از اصحاب ما كه نامش را فراموش كرده‌ام ، به من گفت كه : نزد احمد بن اسحاق از ابو عمرو همين سؤال شد و او همين پاسخ را داد . « 2 » 794 . عبد اللَّه بن جعفر حميرى بازگو كرده است كه : با احمد بن اسحاق ، نزد عَمرى - كه خدا از او خشنود باد - بودم . به عمرى گفتم : من از تو ، سؤالى دارم كه همانند سخن خداى متعال در داستان ابراهيم عليه السلام : « آيا ايمان نياورده‌اى ؟ گفت : چرا ؛ امّا براى

--> ( 1 ) . در الوافى ( ج 2 ص 398 ) آمده است : « كنايه از عمويش جعفر كذّاب است » . ( 2 ) . الكافى : ج 1 ص 329 ح 1 با دو سند صحيح از سه سند ، الغيبة ، طوسى : ص 243 ح 209 وص 359 ح 322 ، إعلام الورى : ص 2 ح 218 ( همهء آنها با سند صحيح ) ، بحار الأنوار : ج 51 ص 347 . نيز ، ر . ك : الخرائج و الجرائح : ج 3 ص 1111 ح 27 .