محمد الريشهري

34

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

مناظره داشته‌ام . داوود بن عبّاس ، در پى من فرستاد و مرا به مجلس خود فرا خواند و فقيهان را گرد آورد و آنها با من بحث و مناظره كردند . به آنها گفتم : من از كشور خود خارج شده‌ام تا در بارهء اين پيامبر كه در كتاب‌ها خوانده‌ام ، جستجو كنم . گفتند : كدام پيامبر ؟ نامش چيست ؟ گفتم : محمّد . گفتند : او پيامبر ماست كه در جستجويش هستى . از آنها در بارهء احكام و تعاليم او پرسيدم . مرا آگاه كردند . به آنها گفتم : من مىدانم كه محمّد ، پيامبر است ؛ امّا نمىدانم او همين كسى است كه شما مىگوييد يا نه . پس جاى او را به من نشان دهيد تا نزدش بروم و نشانه‌ها و دلايلى را كه دارم ، از او بپرسم . اگر همان كسى بود كه در جستجويش هستم ، به او ايمان مىآورم . گفتند : او درگذشته است . گفتم : وصى و جانشين او كيست ؟ گفتند : ابو بكر . گفتم : نامش را برايم بگوييد . اين ، كنيهء اوست . گفتند : عبد اللَّه بن عثمان و او را به قريش نسبت داده‌اند . گفتم : نسب پيامبرتان محمّد را برايم بگوييد . نسبش را برايم گفتند . گفتم : اين آن كسى نيست كه من در جستجويش هستم . كسى كه من در جستجوى او هستم ، جانشينش ، برادر دينى او و پسرعموى نسبىاش و شوهر دخترش و پدر فرزندان اوست . براى آن پيامبر ، بر روى زمين ، نسلى نيست جز فرزندان همان مردى كه جانشين اوست . يكباره همهء آنها بر من تاختند و گفتند : اى امير ! اين مرد از شرك به كفر رفته است و خونش حلال است . به آنها گفتم : اى جماعت ! من براى خود دينى دارم و به آن چنگ زده‌ام و تا قوىتر از آن را نيابم ، رهايش نمىكنم . من اوصاف اين مرد را در كتاب‌هايى كه خدا بر پيامبرانش فرو فرستاده است ، ديده‌ام و در جستجوى او هندوستان و مقام و موقعيتى را كه داشتم ، ترك گفته‌ام . حالا هم پس از تحقيق در بارهء اين شخص كه شما گفتيد ، معلوم شد او آن پيامبر معروف در اين كتاب‌ها نيست .