محمد الريشهري

25

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

طولانى و مشهور ، نقل كرده است كه همگى گفتند : در منزل ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) گرد آمديم تا از وى حجّتِ پس از او را جويا شويم . چهل تن در مجلس بودند و عثمان بن سعيد بن عمرو عَمرى برخاست و گفت : اى فرزند پيامبر خدا ! مىخواهم از تو در بارهء موضوعى سؤال كنم كه تو از من به آن داناترى . امام عليه السلام به او فرمود : « اى عثمان ! بنشين » و او با ناراحتى برخاست « 1 » كه برود . امام فرمود : « هيچ كس خارج نشود ! » و كسى از ما بيرون نرفت . مدّتى كه گذشت ، امام عليه السلام عثمان را صدا زد و او بر پا ايستاد . امام فرمود : « بگويم براى چه آمده‌ايد ؟ » . گفتند : بفرماييد ، اى فرزند پيامبر خدا ! فرمود : « آمده‌ايد تا از من حجّتِ پس از خودم را جويا شويد » . گفتند : آرى . ناگهان ، پسرى چون پارهء ماه بيرون آمد كه شبيه‌ترينِ مردم به ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) بود . امام عسكرى عليه السلام فرمود : « اين ، امام شما پس از من و جانشينم بر شماست . از او اطاعت كنيد و پس از من ، متفرّق مشويد كه دينتان تباه مىشود . به هوش باشيد كه او را از اين پس نخواهيد ديد تا عمرش كامل شود . پس آنچه را عثمان [ بن سعيد ] مىگويد ، قبول كنيد و فرمانش را گوش دهيد و سخنش را بپذيريد ، كه او جانشين

--> ( 1 ) . ممكن است ناراحتى او از جهت سؤال نا به جايى بوده كه بى مقدّمه پرسيده است و امام از پاسخ بدان‌استنكاف كرده . و يا علّت ديگرى داشته كه خدا بِدان آگاه‌تر است . هر چه باشد ، اين متن نمىتواند به شخصيت و وجاهت جناب عثمان بن سعيد ، كوچك‌ترين آسيبى برساند ، چنان كه از ادامهء متن مشاهده مىشود .