محمد الريشهري

23

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

مردى سختگير و شيفتهء كشتن شيعيان بود - ، آهنگ كشتن مرا نمود و من باخبر شدم و ترسى بزرگ ، مرا در بر گرفت ، با خانواده و دوستانم خداحافظى كردم و به سامرّا و خانهء امام عسكرى عليه السلام رفتم تا با آن حضرت وداع كنم و سپس بگريزم . هنگامى كه بر امام عليه السلام وارد شدم ، پسرى را ديدم كه در كنار ايشان نشسته بود و چهره‌اش مانند ماه شب چهارده مىدرخشيد ، به گونه‌اى كه من از نور و درخشش او حيران ماندم و نزديك بود ترس و قصد فرارم را از ياد ببرم . آن پسر فرمود : « اى ابراهيم ! فرار نكن كه خداوند - تبارك و تعالى - به زودى ، تو را از شرّ او آسوده خواهد كرد » . حيرت من بيشتر شد و به امام عسكرى عليه السلام گفتم : اى سَرور من ! خدا مرا فدايت كند ! او كيست كه از درونم به من خبر مىدهد ؟ ! فرمود : « فرزندم و جانشينم پس از من ، و او كسى است كه غيبتى طولانى خواهد داشت و پس از پُر شدن زمين از ظلم و ستم ، آن را از عدل و داد ، پر مىكند » . از نامش پرسيدم . فرمود : « او همنام پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و هم‌كنيهء اوست و براى كسى حلال نيست كه او را به نامش يا كنيه‌اش بخواند تا آن گاه كه خداوند ، دولت و سلطنت او را آشكار كند [ و بر همه غلبه دهد ] . اى ابراهيم ! آنچه را امروز ديدى و از ما شنيدى ، پنهان بدار ، جز از اهلش » . من بر آن دو و پدرانشان درود فرستادم و با يارى جستن از فضل خداى متعال و با اطمينان به آنچه از صاحب الأمر عليه السلام شنيده بودم ، بيرون آمدم [ و نگريختم ] . « 1 »

--> ( 1 ) . مستدرك الوسائل : ج 12 ص 281 ح 14096 ( به نقل از : الغيبة ، فضل بن شاذان ) . نيز ، ر . ك : إثبات الهداة : ج 3 ص 700 ح 136 .