محمد الريشهري
21
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
ابراهيم مدنى « 1 » را به خدمت امام عسكرى عليه السلام فرستادند . كامل مىگويد : با خود گفتم : از او مىپرسم : آيا تنها ، كسى كه به معرفت و باور ، مانند من باشد ، به بهشت مىرود ؟ هنگامى كه بر سَرورم امام عسكرى عليه السلام وارد شدم ، به لباس سپيد نرمش نگريستم و با خود گفتم : ولى و حجّت خدا ، خود ، لباس نرم و لطيف مىپوشد و به ما فرمان مىدهد كه با برادرانمان همدردى و همراهى و يارى كنيم و ما را از پوشيدن اين گونه لباسها باز مىدارد ! امام عليه السلام لبخندزنان فرمود : « اى كامل ! » و آستينهايش را بالا زد . ديدم جامهاى پلاس سياه و زبر ، روى پوستش است » [ و فرمود : ] « اين ، براى خدا و اين ، براى شماست » . بر او سلام دادم و نزديك درى نشستم كه پردهاى بر آن آويخته بودند و باد آمد و پرده را بالا زد و ناگهان جوانى چهاردهساله يا مانند آن را ديدم كه به پارهء ماه مىماند . به من فرمود : « اى كامل بن ابراهيم ! » . من از اين ندا بر خود لرزيدم و به من الهام شد كه بگويم : بله بله ، اى سَرورم ! فرمود : « به نزد ولىّ خدا و حجّت و درگاه او آمدهاى تا از او بپرسى : آيا تنها ، كسى كه به معرفت و باور توست ، به بهشت مىرود ؟ » . گفتم : آرى ، به خدا سوگند ! فرمود : « در اين صورت ، وارد شونده به بهشت ، كم مىشود . به خدا سوگند ،
--> ( 1 ) . كامل بن ابراهيم مدنى ، از ياران امام عسكرى عليه السلام است كه به ديدار حجّت عليه السلام مشرّف شد و او از نيكان شيعهبود . نام وى مختلف آمده است : كافور به جاى كامل و مزنى و مدائنى به جاى مدنى آمده است ( ر . ك : مستدركات علم رجال الحديث : ج 6 ص 295 ش 11953 و ص 296 ش 11955 ، معجم رجال الحديث : ج 15 ص 105 ، تنقيح المقال : ج 2 ص 35 ش 9818 ، منتخب الأنوار المضيئة : ص 253 ) .