محمد الريشهري

69

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

سلطان محمّد چهارم - كه نزديك بود وين را بگشايد - ظهور كرد . سال مذكور ، حقيقتاً مهدىباران بود و نخست بر يهوديان باريد . روايات يهود خبر مىداد كه در آن سال ، منجىاى ظهور خواهد كرد و منجى در ساعت معيّن ظهور كرد . جوانى بود از اهل ازمير ، بسيار زيبا ، و صاحب فصاحتى نغز و بيانى دلكش . تمام اطوار و حركاتش مانند كسى بود كه مُلهَم شده باشد و نام او اسحاق سبتى زوى بود . تمام احبار تركيّه ، او را منجى شناختند و تازه‌يهودان آلمان و آمستردام و لندن به زيارت او آمدند . مردم مىگفتند كه حكومت بنى اسرائيل ، مجدّد برقرار خواهد شد و سلطنت خدايى روى كار خواهد آمد . جهان اسلامى به هم بر آمد ؛ زيرا قبل از ظهور مهدى ، پيغمبر دروغين يا دجّال بايد ظهور كند و فقهاى اسلام ، منجى يهود را با دجّال يكى دانستند و گفتند كه چون منجى يهود ظهور كرده است ، مهدى نيز به زودى ظهور خواهد كرد . در اين هنگام ، كسوفى روى داد كه حركت قواى لشكرى را به جانب جزيرهء كرت مانع شد و ثابت كرد كه آخر زمان نزديك است . ناگهان خبر رسيد كه مهدى ظهور كرده است . شيخ زاده‌اى بود از اهل كردستان كه چند هزار كرد به دنبال خود كشيده بود ؛ لكن دستگير شد و او را به حضور سلطان فرستادند . وقتى مهدى را حضور سلطان بردند ، سلطان در شكار بود . از او پرسيدن گرفت و مهدى از وظيفهء خود منصرف شده ، چنان به شيوايى پاسخ داد كه سلطان ، شيفتهء او گرديد و او را در رديف نديمان خود در آورد . كمى پيش از آن واقعه ، سبتاى از جانب يكى از احبار به دروغگويى متّهم شد ؛ زيرا حبر مذكور ، خواسته بود جانشين او شود و او نپذيرفته بود . او را به حضور سلطان آوردند ؛ امّا براى فهم اظهاراتش احتياج به مترجم افتاد ؛ زيرا سبتاى از شدت تأثّر ، اختيار زبان از دست داده بود . سلطان امر داد او را برهنه بر هدفى ببندند و آن گاه وعده داد كه اگر تيرها بر بدن او فرو نرود ، به وى اعتقاد بياورد . در حال ، واهمهء سبتاى شدّت گرفت و اين امتحان را نپذيرفت . پس عمامه بر سر نهاد و كليددار حرم سلطان شد . سلطان شادمان گشت كه دربان او ، دجّال ، و خدمتكار او مهدى