محمد الريشهري
23
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
شدند ، به دنبال طرح ديانت خود بر آمد ( 127 - 142 ق ) . او مىگفت : وى - كه نامش صالح است - ، همان « صالح المؤمنين » است كه در قرآن ( تحريم : آيهء 4 ) آمده است . وى حكومت را به پسرش الياس سپرد و به او گفت كه به حاكمان اندلس ، نزديك باشد . سپس به مشرق رفت و گفت كه در زمان هفتمين نسل از ملوك منتسب به خود ، باز خواهد گشت ! وى چنين مىپنداشت كه او همان « المهدى الأكبر الذى يكون فى آخر الزمان لقتال الدجّال ، و أنّ عيسى بن مريم يصلى خلفه ، و أنّه يملأ الأرض عدلًا كما ملئت جوراً ؛ مهدى بزرگ كه در آخر الزمان خواه بود كشندهء دجال است ، و عيسى بن مريم پشت سرش نماز مىخواند ، و زمين را پر از داد مىكند به همان سان كه از جور پر شده باشد . در اين باره ، مطلبى منسوب به موسى و سطيح كاهن و ابن عبّاس نقل مىكرد . « 1 » دقيقاً نمىدانيم آيا صالح بن طريف ، از تعبير « مهدى » به چه صورت استفاده كرده است ؛ امّا اگر مطالب اين منبع را بپذيريم ، بايد اعتراف كنيم كه در نيمهء اوّل قرن دوم هجرى ، در مغرب - كه بعدها يكى از سرزمينهاى مهد مهدويتگرايى گرديد - ، اين بحث مطرح بوده است . اوجگيرى باورهاى مهدىگرايانه در آغاز عصر عبّاسى ميراث گرايش به مهدى از اواخر دورهء اموى به عصر عبّاسى رسيد و هر چه از آن دوره از افراطىهاى شيعه - اعم از علوى و عبّاسى - وجود داشت ، به صورت پختهتر به اين دوره منتقل شد . يكى از رايجترين مؤلّفههاى باور مهدىگرايانه ، آن است كه وقتى ظلم ، همه جا را مىگيرد ، مهدى براى رفع آن و بركشيدن پرچم عدل ، قيام مىكند . اگر دولت
--> ( 1 ) . الاستبصار فى عجائب الأمصار : ص 197 - 200 . نيز ، ر . ك : البيان المغرب : ج 1 ص 216 و 223 - 225 ، مسالك الأبصار : ج 2 ص 820 ، تاريخ ابن خلدون : ج 6 ص 276 - 277 .