محمد الريشهري

226

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

خطوط نورى هستند از كانون نورى كه پيش اوست ، و موهبت‌هاى متفرّقه ، جوىهايى هستند متّصل به درياى بيكرانى كه نزد وى مىباشد . « 1 » امام ، آن شخص هادى است كه از نظر جنبهء ملكوتى موجودات ، آنها را رهبرى مىكند و مقام « امامت » ، يك نوع ولايت بر اعمال مردم است از نظر باطن كه توأم با هدايت مىباشد ، و هدايت در اين جا به معناى رساندن به مقصد است ، نه تنها راه‌نمايى و ارائه طريق كه كار پيغمبران و رسولان ، بلكه عموم مؤمنانى است كه از راه موعظه و نصيحت ، مردم را به سوى خدا دعوت مىكنند . « 2 » ايشان براى اثبات اين مدّعا ، در كتاب شيعه در اسلام در بخش امام‌شناسى ، در مطلبى با عنوان « امامت در باطن اعمال » مىنويسد : امام چنان كه نسبت به ظاهر اعمال مردم ، پيشوا و ره‌نماست ، همچنان در باطن نيز سِمت پيشوايى و رهبرى دارد ، و اوست قافله‌سالار كاروان انسانيت كه از راه باطن به سوى خدا سير مىكند . براى روشن شدن اين حقيقت به دو مقدّمهء زيرين بايد عطف توجّه نمود : اوّل . جاى ترديد نيست كه به نظر اسلام و ساير اديان آسمانى ، يگانه وسيلهء سعادت و شقاوت ( خوش‌بختى و بدبختى ) واقعى و ابدى انسان ، همانا اعمال نيك و بد اوست ، كه دين آسمانى تعليمش مىكند و هم از راه فطرت و نهاد خدادادى ، نيكى و بدى آنها را درك مىنمايد . . . . و جاى شك و ترديد نيست كه خداى آفرينش - كه از هر جهت ، بالاتر از تصوّر ماست - ، مانند ما تفّكر اجتماعى ندارد و اين سازمان قراردادى آقايى و بندگى و فرمان‌روايى و فرمانبرى و امر و نهى و مزد و پاداش ، در بيرون از زندگى اجتماعى ما وجود ندارد ، و دستگاه خدايى ، همانا دستگاه آفرينش است كه در آن ، هستى و پيدايش هر چيز به آفرينش خدا ، طبق روابط واقعى بستگى دارد و بس . . . . از اين بيان بايد نتيجه گرفت كه ميان اعمال نيك و بد و ميان آنچه در جهان ابديّت

--> ( 1 ) . خلافت و ولايت : ص 380 . ( 2 ) . تفسير الميزان ( فارسى ) : ج 1 ص 375 ، و عربى : ج 1 ص 272 .