محمد الريشهري

373

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

انداخته بودند ، نشسته و بر بالش‌هاى چرمى تكيه داده بود . بر او سلام دادم و او جواب سلامم را داد . نگاهى زيرچشمى به او كردم . صورتش مانند پارهء ماه بود ، نه جلف بود و نه سبك‌سر ، نه خيلى دراز بود و نه خيلى كوتاه ؛ امّا قامتش رعنا بود . پيشانىاش فراخ ، ابروهايش باريك ، چشمانش سياه ، بينىاش كشيده ، گونه‌هايش صاف و پهن ، و خالى بر گونهء راستش بود . هنگامى كه او را ديدم ، در توصيف و شرحش حيران شدم . « 1 » 471 . الغيبة ، طوسى - به نقل از على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى ، در يادكرد داستان ديدارش با امام عليه السلام - : داخل شدم . ديدم نشسته است و ردايى بر دوش دارد و پارچه‌اى هم از كمر به پايين بسته و دنبالهء ردايش را بر گردنش انداخته است . ردايى ارغوانى مانند گل بابونه كه شبنم بر آن نشسته و نسيم بر آن وزيده باشد . او خود ، مانند شاخهء درخت بان و يا شاخهء گلى خوش‌بو بود ، بزرگوار و بخشنده و با پروا و پاكيزه . نه خيلى دراز و نه خيلى كوتاه ؛ بلكه رعنا و چهارشانه بود . سرش كروى ،

--> ( 1 ) . كمال الدين : ص 465 و 468 ح 23 ، بحار الأنوار : ج 52 ص 45 . نيز ، براى ديدن همهء حديث ، ر . ك : همين دانش‌نامه : ج 5 ص 62 ( بخش ششم / فصل دوم / على بن ابراهيم بن مهزيار ) .