محمد الريشهري
265
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )
2 / 4 سخن گفتن امامعليه السلام پس از تولّد 350 . كمال الدين - به نقل از سيّارى - : نسيم و ماريه برايم گفتند : هنگامى كه صاحب الزمان از دل مادرش بيرون آمد ، بر زانوانش نشست و دو انگشت اشارهاش را راست گرفت و سپس عطسه كرد و فرمود : « ستايش ، ويژهء خداى جهانيان است . خدايا ! بر سَرورمان محمّد و خاندان او درود فرست ! بندهاى ياد كنندهء خدا نه مغرور و نه متكبّر » و سپس فرمود : « ستمكاران پنداشتند كه حجّت خدا از ميان رفته است . اگر به ما اجازهء سخن داده مىشد ، ترديد از ميان مىرفت » . « 1 » 351 . كمال الدين - به نقل از غياث بن اسَيد - : حاضر بودم كه محمّد بن عثمان عمرى - كه خدا روحش را پاك بدارد - مىگفت : هنگامى كه مهدى ، جانشين [ امام عسكرى عليه السلام ] ، متولّد شد ، نورى از بالاى سرش تا بلنداى آسمان درخشيد . سپس با رو به زمين افتاد و براى خداى والايادش سجده كرد و آن گاه در حالى كه مىگفت : « خداوند يكتا كه به عدالت برخاسته ، گواهى مىدهد كه خداوندى جز او نيست و نيز فرشتگان و دانشمندان [ گواهى مىدهند ] . معبودى جز او نيست ؛ پيروز هميشگى و فرزانه . دين نزد خداوند ، اسلام است » سرش را بلند كرد ، و روز تولّدش ، جمعه بود . « 2 » 352 . كمال الدين - به نقل از ابراهيم بن محمّد نسيم ، خادم امام عسكرى عليه السلام - : يك شب پس از تولّد صاحب الزمان عليه السلام بر او وارد شدم . نزدش عطسه كردم ، به من گفت : خدايت رحمت كند ! .
--> ( 1 ) . كمال الدين : ص 430 ح 5 ، الغيبة ، طوسى : ص 244 ح 211 ، الثاقب فى المناقب : ص 584 ح 532 ، إعلام الورى : ح 2 ص 217 ، كشف الغمّة : ج 3 ص 288 ، ألقاب الرسول و عترته : ص 85 ، الصراط المستقيم : ج 2 ص 210 ح 2 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 4 ح 6 . ( 2 ) . كمال الدين : ص 433 ح 13 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 15 ح 19 . نيز ، ر . ك : الغيبة ، طوسى : ص 236 ح 204 ، دلائل الإمامة : ص 500 ح 490 .