محمد الريشهري

235

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

تلاوت فرمود : « بِسم اللَّه الرّحمن الرّحيم « ما مىخواهيم كه بر مستضعفان زمين ، منّت نهيم و آنان را امامان و وارثان قرار دهيم و آنان را بر زمين چيره سازيم و به فرعون و هامان و آنچه را كه از آن بيم داشتند ، نشان دهيم » » . موسى بن محمّد ، راوى اين روايت ، گويد : از عقبهء خادم در بارهء اين قضيّه پرسيدم . گفت : حكيمه راست گفته است « 1 » . « 2 » 345 . كمال الدين - به نقل از محمّد بن عبد اللَّه طَهَوى - : پس از درگذشت امام عسكرى عليه السلام به نزد حكيمه دختر امام جواد عليه السلام رفتم تا در موضوع حجّت و اختلاف مردم و حيرت آنها در بارهء او ، پرسش كنم . گفت : بنشين . نشستم . سپس گفت : اى محمّد ! خداى متعال ، زمين را از حجّتى ناطق و يا صامت خالى نمىگذارد و آن را پس از حسن و حسين عليهما السلام در دو برادر ننهاده است و اين شرافت را مخصوص حسن و حسين ساخته و براى آنها مانند و نظيرى در روى زمين قرار نداده است ، جز اين كه خداى متعال ، فرزندان حسين عليه السلام را بر فرزندان حسن عليه السلام برترى داده ، همچنان كه فرزندان هارون را بر فرزندان موسى عليه السلام به فضليت نبوّت ، برترى داد . گرچه موسى براى هارون حجّت بود ، ولى فضليت نبوّت تا روز قيامت در اولاد هارون است و به ناچار بايد امّت ، يك سرگردانى و امتحانى داشته باشند تا باطل‌انديشان از حق‌طلبان جدا شوند و براى مردم بر خداوند ، حجّتى نباشد و اكنون پس از وفات ابو محمّد حسن [ عسكرى ] عليه السلام دورهء حيرت فرا رسيده است . گفتم : اى بانوى من ! آيا امام حسن عليه السلام فرزندى داشت ؟ [ حكيمه ] تبسّمى كرد و گفت : اگر حسن عليه السلام فرزندى نداشت ، پس امام پس از وى كيست ؟ من به تو گفته‌ام كه امامت پس از حسن و حسين ، در دو برادر نيست . گفتم : اى بانوى من ! ولادت و غيبت مولايم عليه السلام را برايم باز گو . گفت : آرى ، كنيزى داشتم كه به او نرجس مىگفتند . برادرزاده‌ام به ديدارم آمد و به او

--> ( 1 ) . ترجمهء اين حديث ، از جناب غفّارى است . ( 2 ) . كمال الدين : ص 424 ح 1 ، إعلام الورى : ج 2 ص 214 ، روضة الواعظين : ص 281 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 2 ح 3 . نيز ، ر . ك : الغيبة ، طوسى : ص 237 ح 205 .