محمد الريشهري

221

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى )

محلّ ولادت با توجّه به اقامت اجبارى امام عسكرى عليه السلام در سامرّا « 1 » طبعاً فرزند ايشان يعنى امام مهدى عليه السلام در آن شهر متولّد شده است و روايات و تواريخ مشهور شيعى نيز همين معنا را تأييد كرده‌اند . « 2 »

--> ( 1 ) . شهر سامرّا يا سُرّ مَن رأى ، در سى فرسخى بغداد قرار دارد . از شهرهاى كهن عراق است كه در طول تاريخ ، چندين بار آباد و خراب شده است . اين شهر بر ساحل شرقى دجله بنا شده است . معتصم عبّاسى در سال 221 آن را احيا و آباد كرد و پايتخت را از بغداد بدان جا منتقل كرد و متوكّل عبّاسى نيز بر آبادانى آن افزود . سامرّا ، مركز تجمّع سربازان و مأموران حكومتى و همانند يك پادگان بزرگ بوده است . گفته‌اند : چون سربازان او - كه بيشتر ترك بودند - مزاحم مردم بغداد مىگشتند ، او سامرّا را ساخت و سربازان را بدان جا منتقل كرد . نوع شهرسازى و برج و بارو و حتّى مسجد و منارهء بزرگ آن ، محيط نظامى را بر ذهن انسان متبادر مىسازد . مسجد و برج آن از بزرگ‌ترين و بلندترين نمونه‌ها در سرزمين‌هاى اسلامى بود . خلفاى عبّاسى از معتصم تا معتمد عبّاسى ، سامرّا را پايتخت خويش قرار دادند و سرانجام ، معتمد ( م 279 ق ) پايتخت را به بغداد برگرداند و در زمان معتضد به طور كلّى بغداد ، مركز خلافت شد . محلّه‌اى از اين شهر با نام عسكر المعتصم شناخته مىشد . امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام در اين محلّه سكونت داشتند و بدين مناسبت اين دو امام ، به « عسكريين » لقب يافتند . امام هادى در سال 233 ق ، به دستور متوكّل به اين شهر نظامى منتقل ( تبعيد ) شد تا زير نظر عوامل حكومتى قرار داشته باشد ؛ زيرا اگر چه افراد غير نظامى و مردمان عادى نيز در اين شهر سكونت داشتند ، ولى جوّ غالب در اين شهر برگرفته از فرهنگ ، روحيه و خلق و خوى نظاميانى بود كه شهر براى آنان بنا شده بود . محلّ سكونت دو امام شيعه عليهما السلام در همين مكانى بوده است كه اكنون حرم آنان ناميده مىشود . پس از انتقال پايتخت به بغداد ، سامرّا رو به خرابى نهاد و چيزى از شهر باقى نماند . تنها مرقد امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام موجب شهرت شهر بود . حرم اين دو امام ، در زمان آل بويه بنا شد و گسترش يافت . ر . ك : معجم البلدان : ج 3 ص 173 ، الأنساب ، سمعانى : ج 3 ص 202 ، تاريخ الطبرى : ج 9 ص 163 ، الكامل فى التاريخ : ج 4 ص 566 ، البداية و النهاية : ج 11 ص 65 ، تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 484 ، أعيان الشيعة : ج 8 ص 416 ، تاريخ الغيبة الصغرى : ج 1 ص 55 . ( 2 ) . ر . ك : ص 206 ح 329 و 331 و 332 .