الحلواني ( مترجم : عبد الهادى مسعودى )
10
نزهة الناظر وتنبيه الخاطر ( چشم تماشا ) ( فارسى )
از محدّثان قرن پنجم هجرى دانست . زيرا همان گونه كه گذشت شاگردان شيخ مفيد ( م 413 ) « 1 » مانند سيد مرتضى ( م 436 ) « 2 » و شيخ ابوالقاسم على بن محمّد ، فرزند شيخ مفيد و ابو يعلى جعفرى ( م 463 ) « 3 » ، داماد و جانشين شيخ مفيد كه همه از بزرگان اوايل قرن پنجم و از استادان حلوانى هستند و با توجه به تاريخ ذكرشدهء شاگردى او نزد برخى از ايشان و نيز تاريخ استفاده او از علامه بندنيجينى « 4 » در سال 425 ، ترديدى باقى نمىماند كه او از ستارههاى تابناك عصر زرين و درخشان علم در دهههاى ميانى قرن پنجم بوده است . انگيزهء تأليف حلوانى در عصر طلايى فرهنگ و ادب مىزيسته و سخن نخست مجامع فرهنگى آن روزگار ، فصاحت و بلاغت و روانى بوده است . او مانند سلف صالح خويش ، سيد رضى پا به ميدانى نهاد كه قهرمانىاش از آنِ سخنوران بود و در عرصهاى به طرح انديشههاى علوى و جعفرى و معارف اهل بيت عليهم السلام پرداخت كه شعر و نثر و مقاماتنويسى ، مهمترين نشانهء فضل بود . در عصر او متعلّمان ، كتابهاى جاحظ و ابن عبيدهء ريحانى و سخنان عتّابى « 5 » و اشعار ابان لاحقى را فرا مىگرفتند و در اين ميان ارادهء غالب حاكمان بر حذف و مهجور نهادن سخنان فصيح و نغز امامان معصوم شيعه عليهم السلام بود و اين ، زمينه را به نفع اديبان و به زيان شيعيان آماده مىساخت . او خود فضاى معاصر خويش را چنين ترسيم مىكند : هرگاه از اميرمؤمنان عليه السلام و ديگر
--> ( 1 ) . رجال النجاشى : رقم 1067 . ( 2 ) . رجال النجاشى : رقم 708 . ( 3 ) . رجال النجاشى : رقم 1070 و معجم رجال الحديث ج 15 ص 211 رقم 10473 . ( 4 ) . بندنيجين از توابع بغداد و در ناحيهء كوهستانى آن در سمت نهروان قرار داشته است و تنى چند به آن جا موصوفند . به گمان اين جانب ، او ابو الحسن على بن المظفر بن بدر ، از مشايخ خطيب بغدادى و شاگرد ابو احمد حسن بن عبد اللَّه بن سعيد عسكرى ، مؤلف « الزواجر والمواعظ » ، از مشايخ صدوق است ، ر . ك : تاريخ بغداد : ج 10 ، ص 146 ، رقم 5295 و الذريعة : ج 12 ، ص 60 ، رقم 473 . ( 5 ) . ابو عمرو ، كلثوم بن عمرو عتابى ، شاعر و سخنورى زبردست بود كه نوشتههايى زيبا داشت . او به برمكيان پيوست و آنان او را بههارون الرشيد معرفى كردند و نزد وى جايگاه بلندى يافت .