مرتضى وفايى

75

تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى )

شيوه‌هاى خاصّ تدوين احاديث يك . مُسنَد نويسى حديث شناسان ، سلسلهء متّصل راويان يك حديث را كه پيوسته از يكديگر روايت مىكنند تا به معصوم عليه السلام برسد ، « سند » حديث مىگويند . « 1 » زمخشرى گفته است : سند به منزلهء ستونى است كه متن حديث ، بر آن استوار است . « 2 » واژهء « مسند » ، اسم مفعول « سند » از باب افعال و جمع آن ، « مسانيد » است . اين واژه ، معانى لغوى و اصطلاحى گوناگونى دارد ، از جمله : روزگار ، « 3 » پسر خوانده ، و نيز چيزى كه به آن تكيه مىشود . « 4 » معناى اصطلاحى « مسند » با كندكاو دربارهء منشأ اين واژه ، ريشهء آن را مىتوان در كلام معصومان عليهم السلام جستجو كرد و به احتمال بسيار ، اصطلاح « مسند » ، از تعابير آنان در روايات ، اقتباس شده است . سكونى ، در روايتى از امام صادق عليه السلام ، به نقل از اميرمؤمنان ، آورده است : إذا حَدَّثتم بحديثٍ فأسندوه إلى الذى حَدَّثَكم ، فإن كان حقاً فلكم ، و إن كان كِذباً فعليه . « 5 » هنگامى كه حديثى بازگو مىكنيد ، آن را به گوينده‌اش مستند كنيد . در اين صورت ، چنانچه درست بود ، به سود شماست و اگر دروغ بود ، بر عهدهء اوست . نيز از امام باقر عليه السلام دربارهء حديثى كه به صورت مُرسَل و بدون سند نقل مىكنند ،

--> ( 1 ) . نهاية الدراية ، ص 12 . ( 2 ) . أساس البلاغة ، ص 310 . ( 3 ) . ابن فارس ، در معجم مقاييس اللغة مىگويد : از آن رو ، روزگار را « مسند » گفته‌اند كه پاره‌هاى آن به هم‌پيوسته است . ( 4 ) . لسان العرب ، مادّهء « سند » . ( 5 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 56 .