مرتضى وفايى
14
تاريخ حديث شيعه ( از آغاز سده چهاردهم هجرى تا امروز ) ( فارسى )
وضعيت فرهنگى - اجتماعى شيعه در يك و نيم قرن گذشته در اواسط قرن سيزدهم ، حوزهء علمى نجف ، دوباره به اوج شكوفايى خود رسيد ؛ چرا كه شاهد حضور نابغهء آن عصر ، آية اللَّه شيخ مرتضى انصارى ( م 1281 ق ) و ابتكارات وى در علم اصول از يك طرف ، و جامعيت و شيوايى فقه شيخ محمّد حسن نجفى ( صاحب جواهر ) از سوى ديگر بود . ديدگاههاى جديد شيخ مرتضى انصارى در علم اصول ، افقهاى نوى را در اين علم به وجود آورد و با تأليف كتاب فرائد الاصول ، گسترش يافت . همچنين دقّت ايشان در زواياى متون دينى و به كارگيرى ابتكارات جديد اصولى در استنباط احكام فقهى و تأليف كتاب المكاسب المحرّمة در همين زمينه ، موجب شد كه اين دو كتاب ، در زمان كوتاهى ، به صورت اصلىترين كتابهاى حوزههاى علميهء تشيّع در آيند . تسلّط علمى شيخ مرتضى انصارى بر حوزهء نجف ، چنان بوده كه بعضى از كتابها « 1 » نام 316 نفر از علماى تراز اوّل شيعه را به عنوان شاگردان وى ياد كردهاند كه از آن جملهاند : ميرزا محمّد حسن شيرازى ( م 1312 ق ) ، آخوند خراسانى ( م 1329 ق ) ، ميرزا حبيب اللَّه رشتى ( م 1312 ق ) ، ميرزا محمّد حسن آشتيانى ( م 1319 ق ) ، ملّا حسينقلى همدانى ( م 1311 ق ) و بسيارى ديگر . از اتّفاقات مهم علمى اواخر قرن سيزدهم ، محوريت يافتن حوزهء علمى سامرّا به رهبرى دينى و علمى ميرزا محمّد حسن شيرازى بود كه با فتواى تحريم تنباكوى وى ، شهرت جهانى يافت و نقطهء عطفى در تاريخ سياسى شيعه و روحانيت گرديد . در اوايل قرن چهاردهم ، جداى از رونق دوبارهء حوزهء علميهء نجف به دست شاگردان ميرزا محمّد حسن شيرازى و بويژه آخوند خراسانى و ميرزا حسين نايينى ، نقش مهم اين دو در بنيانگذارى انقلاب مشروطيت و حمايتهاى بعدى از آن ،
--> ( 1 ) . ر . ك : زندگانى و شخصيت شيخ انصارى ، كنگرهء جهانى دويستمين سالگرد تولّد شيخ انصارى .