حسن سيد اشرفى

58

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

و جواب : همانا او ( سيّد ) به صدد اثبات نيابت كردن بعضى شروط از بعضى در مقام ثبوت و در واقع ، پس اين ( امان نيابت بعضى شروط از بعضى ديگر ) از چيزى ( مواردى ) است كه ممكن نيست انكار شود ( اين موارد ) . به دليل ضرورى بودن اينكه همانا خصم ادّعا مىكند ( خصم ) عدم وقوع آن ( نيابت ) را در مقام اثبات و دلالت قضيّهء شرطيّه برآن ( نيابت ) . و اگر باشد ( سيّد ) به صدد ابداء احتمال وقوع آن ( نيابت ) ، پس مجرّد احتمال ، ضرر نمىرساند ( مجرّد احتمال ) او ( خصم ) را مادامىكه نباشد ( احتمال نيابت ) به حسب قواعد لفظيّه - راجح يا مساوى . و نيست در آنچه ( استدلالى ) كه افاده كرده است ( سيّد ) آن ( استدلال ) را ، چيزى ( دليلى ) كه ثابت كند ( آن دليل ) اين ( رجحان يا مساوى بودن احتمال نيابت ) را اصلا ، چنان كه مخفى نمىباشد . دوّم آنها ( وجوه ) : اينكه همانا آن ( شرط ) اگر دلالت داشت ( شرط ) هرآينه مىبود ( دلالت ) به يكى از دلالتها ، و حال آنكه ملازمه همچون باطل بودن تالى ، ظاهر است . و هرآينه جواب داده شده است از اين ( دوّم ) به ممنوع بودن بطلان تالى و اينكه همانا التزام ثابت است . و هرآينه دانستى - به آنچه ( بيانى ) كه نيست فزونى برآن ( بيان ) - آنچه كه گفته شد يا ممكن است اينكه گفته شود در اثبات آن ( التزام ) يا منع آن ( التزام ) پس غافل مشو . سوّم آنها ( وجوه ) : قول خداوند تبارك و تعالى است : « وادار مكنيد دختران جوانتان را بر خودفروشى اگر اراده كرده‌اند پاكدامنى را » . و در اين ( سوّم ) است آنچه ( اشكالى ) كه مخفى نيست ( اشكال ) ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا استعمال جملهء شرطيّه در آنچه ( معنايى ) كه نيست مفهوم براى آن ( معنا ) احيانا و به واسطهء قرينه ، ممكن نيست انكار شود ( استعمال ) ، چنان كه در آيه و غير اين ( آيه ) است . و همانا قائل به آن ( مفهوم ) همانا ادّعا مىكند ( قائل به مفهوم ) ظهور آن