حسن سيد اشرفى
52
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
31 - اشكال و منشأ اشكال در مقدّمهء متأخّر چيست ؟ « 1 » ( و حيث انّها . . على الكشف كذلك ) ج : مىفرمايد : از آنجا كه مقدّمه از اجزاء علّت بوده « 2 » و از طرفى علّت با تمام اجزائش بايد مقدّم بر معلول باشد ، « 3 » به همين دليل در مقدّمهء متأخّره مثل اغسال ليليّه كه معتبر است نزد بعضى براى روزهء هر روز زن مستحاضه « 4 » و يا اجازه در عقد فضولى بنا بر كشف « 5 » كه
--> ( 1 ) - طرح بحث مقدّمهء متقدّم ، مقارن و متأخّر براى حلّ مشكلى است كه آقايان در فقه با آن مواجه شدهاند . چرا كه ديدهاند با آنكه ذى المقدّمه وجود پيدا كرده و واجب شده ولى هنوز مقدّمهء آن وجود پيدا نكرده و واجب نشده است و بعد از ذى المقدّمه وجود پيدا كرده و واجب مىشود يعنى طرح اين مسئله براى حلّ مقدّمهء متأخّر يعنى شرط شرعى متأخّر از مشروط مىباشد . ( 2 ) - اجزاء علّت مثل شرط ، مقتضى ، عدم مانع ، مقدّمه ، اراده ، عمل و هرچه كه دخالت در وجود معلول دارد بهگونهاى كه اين اجزاء و جزء اخير علّت وقتى وجود پيدا كند ، وجود معلول نيز ضرورى و واجب مىشود . ( 3 ) - در مقدّمهء عقليّه و به عبارت ديگر ، در امور عينى و خارجى ، هر چيزى كه مقدّمهء وجودى شىء ديگرى يعنى ذو المقدّمه باشد محال است كه متأخّر از ذو المقدّمه باشد . چرا كه ذو المقدّمه وجود پيدا نمىكند مگر بعد از فرض وجود پيدا كردن علّت تامّه كه مشتمل بر هرآن چيز و اجزائى است كه به عنوان جزء علّت دخالت در وجود پيدا كردن ذو المقدّمه دارد . چرا كه محال است معلول بدون علّت تامّه وجود پيدا كند . ضمن آنكه مقصود از تقدّم علّت بر معلول نيز تقدّم رتبى است هرچند ظاهر عبارت مصنّف در تقدّم زمانى است . ( 4 ) - زن مستحاضه وقتى كه روزه مىگيرد هر شب بعد از پايان وقت روزه بايد غسل كند . اين غسل علاوه آنكه شرط صحّت روزهء فردايش مىباشد در نزد بعضى از علما مثل محقّق در « شرايع 1 / 197 » و ابن ادريس در « السّرائر 1 / 407 » شرط و مقدّمهء صحّت روزهء همان روزش مىباشد . حال بنابراين قول ، روزهء اين زن از فجر تا افطار بوده و غسل او كه مقدّمهء صحّت باشد بعد از وقت روزه بوده است و حال آنكه اين غسل مقدّمه و علّت صحّت روزه مىباشد كه متأخّر از آن واقع شده است . ( 5 ) - در بيع فضولى مثلا شخصى مال ديگرى را امروز مىفروشد و روز ديگر يا چند روز ديگر مالك