حسن سيد اشرفى
44
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
غالب اجزائه : ضمير در « اجزائه » به عقد برمىگردد . لتصرّمها حين تأثيره : ضمير در « تصرّمها » به اجزاء و ضمير در « تأثيره » به عقد برمىگردد . مقارنتها معه زمانا : ضمير در « مقارنتها » به اجزاء و در « معه » به تأثير داشتن برگشته و كلمهء « زمانا » تمييز براى نسبت است . انخرام القاعدة العقليّة : كلمهء « انخرام » به معناى پاره شدن و نقض شدن بوده و مقصود از « قاعدهء عقليّه » نيز قاعدهء تقدّم رتبى علّت بر معلوم و همزمان بودنشان در زمان وجود مىباشد . كما اشتهر : ضمير نايب فاعلى در « اشتهر » به اختصاص نقض قاعده به شرط متأخّر در شرعيّات برمىگردد . بل يعمّ الشّرط الخ : ضمير در « يعمّ » به نقض قاعدهء عقليّه برمىگردد . انخرام القاعدة فيها : ضمير در « فيها » به موارد برمىگردد . لا تخلو : ضمير در « لا تخلو » به موارد برمىگردد . ان يكون المتقدّم او المتأخر شرطا : كلمهء « المتقدّم » و « المتأخّر » اسم « يكون » و مقصود مقدّمهء متقدّم و مقدّمهء متأخّر بوده و كلمهء « شرطا » خبر « يكون » مىباشد . للتكليف : يعنى احكام خمسهء وجوب ، حرمت ، استحباب ، كراهت و اباحه . او الوضع : يعنى احكام وضعى مثل صحّت ، فساد ، ملكيّت و مانند اينها . شرح ( پرسش و پاسخ ) 19 - تقسيم ديگر مقدّمه چگونه است ؟ ( و منها . . . و العادّية ) ج : مىفرمايد : از جمله تقسيماتى كه براى مقدّمه شده آن است كه مقدّمه يا عقليّه يا شرعيّه و يا عاديّه مىباشد . « 1 »
--> ( 1 ) - تا با تعريف و روشن شدنشان ، بحث شود كه كدام يك در محلّ نزاع داخل است . ضمن آنكه مقدّمهء خارجيّه تقسيم به اين سه قسم مىشود .