حسن سيد اشرفى

31

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

بنابراين ، اطلاق « لا به شرط » بر اجزاء توسّط اهل معقول در مقام مقايسه و سنجش اجزاء خارجيّه با اجزاء عقلى است نه در مقايسه با مركّب . به عبارت ديگر ، اگر اهل معقول نيز اجزاء را در مقايسه با مركّب بسنجند خواهند گفت ؛ اطلاق جزء بر آنها وقتى است كه به شرط لا لحاظ شوند و اطلاق مركّب و كلّ بر آنها وقتى است كه به شرط شىء ( به شرط اجتماع ) لحاظ شوند . 11 - كدام يك از دو مقدّمه يعنى داخليّه و خارجيّه از محلّ نزاع در بحث مقدّمهء واجب خارج است ؟ ( ثمّ لا يخفى انّه . . . كما صرّح به بعض ) ج : مىفرمايد : شايسته است اجزاء داخليّه يعنى مقدّمات داخليّه از محلّ نزاع در بحث مقدّمه واجب خارج باشند چنان كه بعضى از اصوليّون نيز به خروج مقدّمات داخليّه از محلّ بحث تصريح كرده‌اند . « 1 » 12 - چرا مقدّمات داخليّه از محلّ نزاع در بحث مقدّمه واجب خارج مىباشند با آنكه بين مقدّمهء داخليّه و مركّب مأمور به ، تغاير وجود دارد ؟ ( و ذلك لما عرفت . . . لامتناع اجتماع المثلين ) ج : مىفرمايد : دانستى كه اجزاء مركّب ماهيّتا و ذاتا و جملگى عين مأمور به و مركّب بوده و تغايرى كه بين اين دو تصوير شد ، تغايرى اعتبارى و لحاظى بود و نه حقيقى و خارجى . « 2 »

--> - « هداية المسترشدين 216 ، فوائد الاصول 1 / 268 ، نهاية الافكار 1 / 269 و المحاضرات 2 / 302 » . ( 1 ) - يعنى در بحث مقدّمهء واجب و ملازمه بين وجوب مقدّمه با وجوب ذى المقدّمه و اينكه گروهى قائل به ملازمه و وجوب مقدّمه و گروهى منكر ملازمه و وجوب مقدّمه شده‌اند همهء اصوليّون متّفقند كه اين نزاع شامل مقدّمات داخليّه نمىباشد . زيرا همگى قائل به وجوب اجزاء مقدّمات داخليّه هستند . حال يا به وجوب غيرى و يا به وجوب نفسى ضمنى . ( 2 ) - چنان كه نصب نردبان در خارج چيزى غير از رفتن به پشت‌بام بوده و طهارت كه مقدّمهء خارجيّه صلاة بوده چيزى غير از نماز بوده و قطع مسافت چيزى غير از حجّ مىباشد .