حسن سيد اشرفى

27

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ب : بحث مقدّمه واجب را در مباحث الفاظ ذكر كرده است . 6 - دليل مصنّف مبنى بر اينكه مقدّمهء واجب يك مسئلهء عقلى بوده و نه لفظى چيست ؟ ( ضرورة انّه . . . باحدى الدّلالات الثّلاث ) ج : مىفرمايد : زيرا در اصل ملازمه مبنى بر اينكه بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه آيا ملازمه بوده يا نه ، در مقام ثبوت ، اختلاف و اشكال است . بنابراين ، وقتى اختلاف در مقام ثبوت بوده ، ديگر مجالى براى تحرير نزاع در مقام اثبات نبوده تا براى اثباتش ، وجود يكى از دلالتهاى سه‌گانهء لفظ لازم باشد تا چنانچه نبود ، ملازمه نيز منتفى باشد . 7 - تقسيم مقدّمه به داخليّه و خارجيّه به چه معناست ؟ « 1 » ( منها تقسيما . . . مما لا يوجد بدونه ) ج : مىفرمايد : از جمله تقسيمات مقدّمه ، آن است كه تقسيم مىشود به : الف : مقدّمات داخليّه : عبارت از اجزاء اخذ شده در ماهيّت مأمور بها مىباشد . « 2 » ب : مقدّمات خارجيّه : عبارت از امورى هستند كه خارج از ماهيّت مأمور بها مىباشند « 3 » و

--> مطابقى ، تضمّنى و التزامى كه از دلالات لفظى بوده دلالت بر وجوب مقدّمه نمىكند . معالم الاصول 61 « لنا انّه ليس لصيغة الامر دلالة على ايجابه بواحدة من الثّلاث » . ( 1 ) - مقصود از تقسيم مقدّمات ، آن است كه بدانيم كداميك از اين مقدّمات داخل در محلّ نزاع مقدّمه واجب مىباشد و كدام خارج است . ( 2 ) - مثل ركوع ، نيّت ، سجود ، تشهد ، سلام و غيره كه از اجزاء نماز مىباشند . و اين امور يعنى اجزاء را مقدّمه گفته‌اند زيرا مقدّمه ، آن چيزى است كه واجب بدون آن ، تحقّق پيدا نمىكند و اينجا هم مركّب و كلّ مثلا نماز در تحقّق و وجود خارجىاش متوقّف بر وجود هريك از اين اجزاء مىباشد . و داخليّه گفته شده است زيرا هريك از اين اجزاء ، داخل در ماهيّت كلّ و مركّب بوده و قوام ماهيّت مركّب مثلا نماز به هريك از اين اجزاء مىباشد ، به عبارت ديگر ، مركّب در خارج چيزى به غير از همين اجزاء نمىباشد . ( 3 ) - مثل وضوء براى نماز و به آن مقدّمهء خارجيّه گفته مىشود چون خارج از حقيقت و ماهيّت واجب