حسن سيد اشرفى
864
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
711 - اگر احراز نحوهء حجيّت امارات نشد آيا اتيان مأمور به ظاهرى مجزى بوده و قضاء لازم نيست پس از كشف خلاف در خارج وقت يا مجزى نبوده و قضاء لازم است ؟ ( و امّا القضاء به . . . فرض جديد ) ج : مىفرمايد : قول به اجزاء و عدم اجزاء مبتنى بر قول به آن است كه آيا قضاء تابع اداء نبوده و به امر جديد است يا قضاء تابع اداء بوده و به امر جديد نمىباشد . « 1 » الف : اگر قضاء تابع اداء نبوده و به امر جديد باشد ، اتيان مأمور به ظاهرى ، مجزى بوده و بعد از كشف خلاف در خارج وقت قضاء لازم نمىباشد . « 2 » ب : اگر قضاء تابع اداء بوده و نه به امر جديد ، اتيان مأمور به ظاهرى ، مجزى نبوده و بعد از كشف خلاف در خارج وقت بايد قضاء كرد . « 3 »
--> ( 1 ) - در بحث اوامر مطرح است كه آيا قضاء تابع اداء بوده يا به واسطهء امر جديد مىباشد . يعنى اگر مكلّف ، ترك مأمور به را در وقت كرده باشد مثل ترك نماز صبح ، حال كه قضايش واجب است آيا وجوب قضايش به تبعيّت همان امرى است كه نماز صبح را واجب كرده و همان امر دلالت بر قضاء دارد يا به واسطهء امر جديد مىباشد ؟ اقوالى است : الف : قول به تبعيّت قضاء از اداء ب : قول به تبعيّت از امر جديد ج : قول به تفصيل . ( 2 ) - اگر قضاء ، تابع اداء نباشد در اينجا بعد از عمل به مأمور به ظاهرى و سقوط تكليف در وقت اگر كشف خلاف در خارج وقت شود ، آنوقت شكّ مىشود آيا پس از كشف خلاف ، امر جديدى حادث شده تا قضاء را واجب كند يا حادث نشده و در واقع ، شكّ در اصل تكليف بوده كه اصل ، عبارت از حادث نشدن امر جديد و برائت بوده و قضاء لازم نيست . ( 3 ) - اگر قضاء ، تابع اداء باشد ، بعد از كشف خلاف چون در بحث اعاده گفته شد ؛ اتيان مأمور به ظاهرى ، مجزى نمىباشد . زيرا پس از كشف خلاف در وقت ، ذمّهء مكلّف يقينا به واقع مشغول مىشود و شكّ داريم كه اتيان مأمور به ظاهرى به نحو سببيّت بوده تا ايجاد مصلحت برابر شده و اتيان غرض شده باشد يا به نحو طريقيّت بوده و اتيان غرض نشده است كه گفته شد ؛ اصل آن است كه اتيان نشده و اعاده لازم است ، در كشف خلاف بعد از وقت نيز بايد گفت ؛ همان امرى كه اداء را واجب كرده است ، -