حسن سيد اشرفى
825
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
687 - حكم امر اضطرارى كه وافى به مقدارى از مصلحت بوده و امكان استيفاء مقدار باقيمانده هم نباشد « 1 » در مقام ثبوت « 2 » از نظر مجزى بودن چيست ؟ ( و كذا لو . . . لا يمكن تداركه ) ج : مىفرمايد حكم اين نوع از امر اضطرارى نيز همانند حكم اضطرارى وافى به تمام مصلحت مىباشد . « 3 » 688 - آيا بدار « 4 » در صورتى كه امر اضطرارى وافى به مقدارى از مصلحت بوده ولى امكان استيفاء آن نباشد جايز است يا نه ؟ ( و لا يكاد يسوغ . . . كانت فيه ) ج : مىفرمايد : دو صورت دارد : الف : در بدار مصلحتى نباشد كه مهمتر از مصلحت اتيان
--> - دوبارهء مأمور به به عنوان قضاء ( رفع اضطرار در خارج وقت ) يا به عنوان اداء ( رفع اضطرار در داخل وقت ) شود . ( 1 ) - مثلا نماز با تيمّم داراى همهء مصالح نماز با وضوء نبوده بلكه داراى مقدارى از آن بوده ولى آن مقدار باقيمانده را نيز نتوان استيفاء و جبران كرد . در واقع نماز با تيمّم ، عملى ناقص از نظر مصلحت مترتّب بر نماز مىباشد . ( 2 ) - يعنى از نظر عقل و گرنه گفته شد ؛ فتواى مشهور بر مجزى بودن امر اضطرارى از امر واقعى اوّلى به نحو مطلق مىباشد . ( 3 ) - چرا كه هرچند داراى تمام مصلحت نبوده ولى از آنجا كه مقدار باقيمانده نيز قابل استيفاء نمىباشد بنابراين ، با فرض آنكه خواندن دوباره نماز با وضوء چه در وقت به عنوان اعاده و چه در خارج وقت به عنوان قضاء جبران مصلحت فوت شده را نمىكند عملى لغو و بيهوده خواهد بود . و چون اثرى برآن مترتّب نمىباشد عقلا بايد گفت اين امر اضطرارى نيز مجزى است . ( 4 ) - بدار يعنى مبادرت كردن . بين فقها اختلاف است ؛ مكلّف كه مضطر است و مثلا در اوّل وقت نماز ظهر و عصر ، فاقد آب است آيا حقّ دارد مبادرت به عمل كرده و در همان اوّل وقت ، تيمّم بگيرد و نماز بخواند يا بايد صبر كند و انتظار بكشد تا اگر به مقدار باقيماندهء از وقت به غروب براى انجام اين دو نماز باهم آب پيدا نكرد و هنوز اضطرار باقى بود آنوقت با تيمّم نماز بخواند ؟