حسن سيد اشرفى

805

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مأمور به از نظر شرع به اعتبار دلالت صيغهء امر به‌خودىخود يا به كمك قرينه چيست ؟ « 1 » 676 - ولى قول به تكرار در عمل به معناى عدم اجزاء بوده پس چه فرقى بين دو مسئله است ؟ ( نعم كان . . . لا بملاكه ) ج : مىفرمايد : آرى ، قول به تكرار در صيغهء امر و اينكه بايد مأمور به ، مكرّرا اتيان شود در عمل با قول به مجزى نبودن اتيان مأمور به با امر اضطرارى يا ظاهرى از امر واقعى اوّلى يكى است ولى يكى بودنشان نه از باب ملاك بوده تا ملاك قول به اتيان دوباره در هر دو يكى باشد . بكله در عمل يكسان مىباشند و گرنه از باب ملاك باهم فرق دارند . « 2 » 677 - فرق بين مسئلهء اجزاء و تبعيّت كردن قضاء از اداء چيست ؟ « 3 » ( و هكذا

--> ( 1 ) - بنابراين فرق در اين است : اوّلا : در اجزاء ، مأمور به ، مشخّص و معيّن است ولى در بحث مرّه و تكرار مأمور به ، مشخّص و معيّن نبوده بلكه بحث است كه آيا مأمور به ، عبارت از اتيان يك دفعهء مأمور به بوده يا اتيان دفعات مأمور به مىباشد . ثانيا : بحث و نزاع در اجزاء ، عقلى است يعنى عقل است كه حكم مىكند آيا اتيان مأمور به ، على وجهه ، كفايت از اتيان دوبارهء مأمور به مىكند يا كفايت نمىكند ولى در بحث مرّه و تكرار ، نزاع لفظى است . يعنى آيا صيغهء امر همان‌طور كه دلالت بر وجوب اتيان مأمور به مىكند آيا دلالت بر مرّه و تكرار هم كرده و مرّه و تكرار قيد براى صيغهء امر مىباشد يا نه ؟ ( 2 ) - گفته شد ؛ ملاك در عدم اجزاء ، حكم عقل بوده ولى در تكرار ، دلالت لفظ است . يعنى ملاك در عدم اجزاء ، عقلى و در تكرار ، لفظى است . ( 3 ) - البتّه بحث از تبعيّت قضاء از اداء از فروعات بحث واجب موقّت بوده كه بحث مىشود ؛ اگر واجب موقتى مثل نمازهاى يوميّه را در وقت آنها اتيان نكرد آيا همان صيغهء امر كه دلالت بر اتيان واجب موقّت دارد همان دلالت دارد كه آن را در خارج از وقت اتيان كرد يا نه ؟ ولى شباهت آنجاست كه عدم اتيان در وقت به خاطر فساد عمل باشد . مثلا در داخل وقت نماز ظهر را خواند ولى در خارج وقت معلوم شد كه نمازش با وضوء نبوده است در اينجا بحث است كه آيا همان صيغهء امر كه دلالت بر وجوب نماز ظهر اداء در وقت داشته ، دلالت بر قضاى آن در خارج از وقت هم دارد يعنى كافى و مجزى است يا دلالت ندارد و كافى و مجزى نيست . بنابراين ، صورت مسئله با اجزاء و عدم اجزاء يكى شد .