حسن سيد اشرفى
796
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
كفايت مىكند از امر واقعى اوّلى و قضاء لازم نيست . « 1 » پس اينطور نيست كه اجزاء در اينجا به معناى اصطلاحى يعنى اسقاط تعبّد در اوامر واقعى اوّلى و اسقاط قضاء در اوامر اضطرارى و ظاهرى . و بعيد است كه معناى اصطلاحى آن در علم اصول مقصود باشد . « 2 »
--> - اختيار و بدون لحاظ علم و جهل مكلّف بلكه به اعتبار عروض حالات ثانويه مثل اضطرار ، ضرر در « اوامر اضطرارى » و يا عروض جهل و عدم علم به واقع در « اوامر ظاهرى » مثل استصحاب ، برائت و مانند آن جعل كرده است . ( 1 ) - يعنى مكفى عنه مختلف است : مثلا اتيان مأمور به با امر واقعى اوّلى وقتى با تمام شرايط عقلى و شرعىاش باشد كفايت مىكند از امر واقعى اوّلى به اين معنا كه لازم نيست تعبّد و اتيان دوبارهء مأمور به . بنابراين ، اتيان نماز با وضوء كفايت مىكند از اتيان دوبارهء نماز با وضوء و اينجا مكفى عنه عبارت از اتيان و تعبّد دوبارهء نماز با وضوء است . و اگر اتيان مأمور به با امر اضطرارى يا با امر ظاهرى باشد آنوقت كفايت مىكند از قضاى مأمور به در وقتى كه در خارج وقت رفع اضطرار شد يا كشف خلاف شد . مثلا اگر نماز با تيمّم خوانده شد و در خارج از وقت ، عذر كه نبود آب بود مرتفع شد ، نماز با تيمّم كفايت مىكند از قضاء نماز با وضوء در خارج از وقت . و يا اگر نماز با وضوى استصحابى خوانده شد و در خارج وقت معلوم شد كه وضويش باطل بوده است نماز با وضوى استصحابى كفايت مىكند از قضاى نماز با وضوى با علم در خارج از وقت . ( 2 ) - زيرا معناى اصطلاحىاش تفسير از اجزاء به مسبّب و نتيجه بوده و اين معنا ، مقصود در علم فقه كه بيان تكليف مكلّفين بوده مىباشد . اجزاء در آنجا آن است ؛ تكليف كه اعاده يا قضاء بوده از مكلّف ساقط است . ولى در علم اصول ، مقصود بيان احكام و تكليف مكلّفين نمىباشد . بنابراين ، معناى اجزاء همان كفايت كردن يعنى عليّت و تاثير اتيان در تحصيل غرض مولى مىباشد .