حسن سيد اشرفى

792

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

رابطه و نسبت به امر ديگر مثل اينكه اتيان مأمور به به‌واسطهء امر اضطرارى نسبت به امر واقعى « 1 » و نيز اتيان مأمور به ، به واسطهء امر ظاهرى نسبت به امر واقعى « 2 » آيا مقتضى اجزاء بوده يا نيست در واقع نزاع در دلالت دليل امر اضطرارى و امر ظاهرى است كه آيا دليل امر اضطرارى و دليل امر ظاهرى به نحوى معتبر شده كه افاده كند و دلالت بر اجزاء از امر واقعى اوّلى داشته باشد يا به اين نحو كه دلالت بر اجزاء كند معتبر نشده است ؟ بنابراين ، اقتضاء در مجزى بودن اتيان مأمور به با امر اضطرارى از امر واقعى اوّلى و اقتضاء در مجزى بودن اتيان مأمور به با امر ظاهرى از امر واقعى اوّلى به معناى دلالت و كشف مىباشد . « 3 »

--> - يعنى امر ظاهرى كه « لا تنقض اليقين بالشّكّ » بوده ، مقصود است . يعنى معناى اقتضاء در اتيان هريك از اين مأموربه‌ها نسبت به امر خودشان به معناى عليّت و تأثير بوده و بحث از اجزاء آنها داخل در مباحث عقلى است و نه مباحث الفاظ . ( 1 ) - مثل نماز با تيمم نسبت به نماز با وضوء . ( 2 ) - مثل نماز با وضوى استصحابى نسبت به نماز با وضوء با علم . ( 3 ) - يعنى نزاع در اينكه اتيان مأمور به با امر واقعى ثانوى ( اضطرارى ) مثل نماز با تيمّم نسبت به امر واقعى اوّلى اختيارى مثل نماز با وضوء آيا مقتضى اجزاء بوده يا نه و نيز نزاع در اينكه اتيان مأمور به با امر ظاهرى مثل نماز با وضوى استصحابى نسبت به امر واقعى اوّلى مثل نماز با وضوى با علم آيا مقتضى اجزاء بوده يا نه ، در واقع نزاع در دليل اين دو مىباشد كه آيا دليل امر اضطرارى و يا دليل امر ظاهرى به‌گونه‌اى معتبر شده و داراى همه مصالح در اتيان مأمور به واقعى بوده تا مقتضى اجزاء باشد يا نه ؟ به عبارت ديگر ، دليل اوامر اضطرارى يعنى صيغهء امر « فتيمّموا صعيدا طيّبا » و دليل اوامر ظاهرى مثل استصحاب و برائت ، دلالت بر اجزاء از اوامر واقعى اوّلى دارد و كاشف از اجزاء مىباشد يا نه ؟ پس معناى « يقتضى » در مقتضى اجزاء بودن اتيان مأمور به با امر اضطرارى از امر واقعى اوّلى و مقتضى بودن اتيان مأمور به با امر ظاهرى از امر واقعى اوّلى ، به معناى دلالت و كشف بوده و نزاع در -