حسن سيد اشرفى
788
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
اتيان شود . مثل اينكه شايسته است كه مأمور به در عبادات با قصد قربت اتيان شود . « 1 » 667 - چرا مقصود از كلمه و قيد « على وجهه » عبارت از خصوص كيفيّات و شرايط شرعى نباشد ؟ ( لا خصوص . . . شرعا ) ج : مىفرمايد : مقصود از كلمه و قيد « على وجهه » خصوص كيفيّات و شرائط معتبره شرعى در مأمور به نمىباشد به دو دليل : الف : اگر مقصود از كلمه و قيد « على وجهه » كيفيّات معتبرهء شرعى باشد لازم مىآيد كه قيد « على وجهه » قيد توضيحى باشد « 2 » و حال آنكه بعيد است ؛ قيد توضيحى باشد . « 3 » ب : بنا بر مختار ما كه گفتيم ؛ قصد قربت از شرايط عقلى مأمور به بوده و نه قيود شرعى مأمور به ، لازم مىآيد كه واجبات تعبّدى از حريم نزاع خارج شود و تنها توصّليّات مورد نزاع باشد و حال آنكه مورد نزاع همهء اصوليّون ، اعمّ از واجبات تعبّدى و توصّلى مىباشد .
--> - شرائط عقلى بوده و با وضوء و استقبال قبله و با همهء اجزاء آن انجام دهد ، آنوقت مأمور به را على وجهه اتيان كرده است . ( 1 ) - خلاصه آنكه كلمهء « على وجهه » يعنى مأمور به با كيفيّات و شرايط عقلى و شرعى اتيان شود . ( 2 ) - زيرا قبل از « على وجهه » آمده است : « اتيان مأمور به » و خود كلمهء مأمور به ، دلالت بر همهء اجزاء و شرايط شرعى مىكند . يعنى صدق كلمهء مأمور به بر عمل مثلا نماز وقتى است كه نماز با همهء اجزاء و شرايطش اتيان شود . چرا كه اگر يك جزء يا شرطى از شرايط شرعى اتيان نشود اصلا صدق مأمور به برآن عمل نمىشود . حتّى اگر قائل به وضع اعمّ در الفاظ عبادات شويم باز هم صدق مأمور به بر عبادات وقتى است كه عبادات با تمام اجزاء و شرايط شرعى اتيان شود . بنابراين ، معناى « اتيان مأمور به » مىشود « اتيان الفعل مع الاجزاء و شرائطه الشّرعيّة » و اگر قيد « على وجهه » به دنبال آن نيز به اين معنا باشد معناى « اتيان مأمور به على وجهه » مىشود « اتيان فعل با اجزاء و شرايط شرعيّه برطبق شرايط و اجزاء شرعيّه » . ( 3 ) - اصل آن است كه اخذ قيد در تعريفات براى احتراز باشد . يعنى قيد احترازى باشد و نه قيد توضيحى .