حسن سيد اشرفى

786

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مقصود مولى از مأمور به است مقتضى اجزاء بوده اجمالا « 1 » و شكّى در اين نيست .

--> ( 1 ) - در توضيح قيد « فى الجملة » به معناى اجمالا بايد گفت : اوامر الهى همچون احكام الهى بر سه دسته مىباشند : الف : اوامر واقعى اوّلى اختيارى : يعنى اوامرى كه رفته روى افعال به ملاحظهء اشياء و عناوين اوليّه‌اشان با قطع نظر از عارض شدن عناوين ثانوى مثل عسر و حرج ، اضطرار ، ضرر ، تقيّه و غيره و نيز با قطع نظر از علم و جهل مكلّف نسبت به حكم واقعى . مثل « اقيموا الصّلاة » و « آتوا الزّكاة » كه امر تعلّق گرفته است به صلاة و زكات به اعتبار خودشان بدون لحاظ عناوين ثانوى و نيز بدون لحاظ علم و جهل مكلّف نسبت به وجوب آنها . ب : اوامر واقعى ثانوى اضطرارى : اوامرى كه رفته‌اند روى افعال به ملاحظهء عارض شدن عناوين ثانوى مثل اضطرار چنان كه شارع فرموده است : « فان لم تجدوا ماء فتيمّموا صعيدا طيّبا » كه امر به تيمّم تعلق گرفته به لحاظ اضطرار و عدم تمكّن از آب . ج : اوامر ظاهرى : اوامرى است كه رفته روى اشياء به اعتبار جهل مكلّف نسبت به واقع . مثل امر به استصحاب وضوء در صورتى كه مكلّف نمىداند وضوئش به واسطهء حدث ، باطل شده يا نه ؟ زيرا شكّ در حدوث حدث دارد . در اينجا استصحاب مىكند وضوء سابقش را و با آن نماز مىخواند . حال اگر مكلّف ، مأمور به را بنا به وجهى كه شارع فرموده است ، اتيان كند ، يعنى با همهء اجزاء و شرايط عقلىاش ، چنين اتيانى موجب اجزاء و كفايت از همان امر مىكند . مثالهايش : الف : مثلا مكلف صلاة را با همهء اجزاء و شرايطش انجام دهد مجزى از امر واقعى اوّلى اختيارى شده و با اتيان اين مأمور به ، غرض مولى و امر او ساقط شده و اتيان دوباره لازم نيست . ب : مكلّف در حال اضطرار اقدام به تيمّم كرده و با آن نماز مىخواند . شكّى نيست كه اتيان اين مأمور به مجزى از امر واقعى ثانوى غير اختيارى شده و ديگر نمازى با تيمّم بر او واجب نبوده و اتيان دوبارهء نماز با تيمّم بر او لازم نيست . ج : مكلّف نمىداند وضويش باطل شده يا نه و استصحاب وضوى سابق كرده و با آن نماز مىخواند شكّى نيست اتيان نماز با وضوى استصحابى ، مجزى از امر ظاهرى شده و اتيان دوبارهء نماز با وضوى استصحابى بر او واجب نمىباشد . -