حسن سيد اشرفى

779

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

مىآيد خارج شدن تعبّديّات از حريم نزاع بنا بر مختار ، چنان كه گذشت از اينكه همانا قصد قربت از كيفيّات اطاعت است عقلا نه از قيود مأمور به شرعا ، و نه [ نيست مراد ] وجه معتبر نزد بعضى اصحاب ، پس همانا اين ( وجه ) علاوه بر معتبر نبودنش ( وجه ) نزد معظم ( بيشتر اصحاب ) و معتبر نبودنش ( وجه ) نزد شخصى كه معتبر مىداند ( شخص ) آن ( وجه ) را مگر در خصوص عبادات نه مطلق واجبات ، وجهى نيست براى اختصاص آن ( وجه ) به ذكر كردن بنا بر تقدير معتبر بودن ، پس چاره‌اى نيست از اراده كردن آنچه كه مندرج است ( وجه ) در آن از معنا ، و آن ( معنا ) چيزى ( بيانى ) است كه ذكر كرديم آن ( بيان ) را ، چنان كه مخفى نمىباشد . [ دوم : مراد از اقتضاء كه در عنوان اخذ شده ] دوّم آنها ( امور ) : ظاهر ، آن است كه همانا مراد از اقتضاء اينجا ( بحث اجزاء ) اقتضاء به نحو عليّت و تأثير است نه به نحو كشف و دلالت ، و براى همين ( به نحو علّت بودن ) نسبت داده شده است ( اقتضاء ) به اتيان نه به صيغه . اگر بگويى ( اشكال كنى ) : اين ( اقتضاء ) همانا مىباشد ( اقتضاء ) اين‌چنين ( به نحو علّت بودن ) نسبت به امر آن ( مأمور به ) ، و امّا نسبت به امر ديگر ، مثل اتيان به مأمور به و امر اضطرارى يا ظاهرى ، نسبت به امر واقعى ، پس نزاع در حقيقت در دلالت داشتن دليل اين دو ( امر اضطرارى و ظاهرى ) است بر معتبر بودن اين ( دليل امر اضطرارى و ظاهرى ) به نحوى كه افاده كند ( نحو ) اجزاء را يا به نحو ديگرى كه افاده نمىكند ( نحو ديگر ) اين ( اجزاء ) را . مىگويم ( جواب مىدهم ) : آرى ، ولى همانا اين ( به معناى كشف و دلالت بودن اقتضاء در مجزى بودن اتيان مأمور به با امر اضطرارى و امر ظاهرى از امر واقعى اوّلى ) منافات ندارد ( به معناى كشف و دلالت بودن اقتضاء . . . ) بودن نزاع در اين دو ( مأمور به با امر اضطرارى و امر ظاهرى ) باشد ( نزاع ) در اقتضاء به معناى متقدّم ، نهايت اين ( نزاع ) ، آن است كه همانا عمده در سبب اختلاف در اين دو امر اضطرارى و ظاهرى همانا اين