حسن سيد اشرفى

745

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

الى افراد كلّ منهما بالبحث : ضمير در « منهما » به بحث دلالت صيغه امر بر طبيعت و دلالت آن بر مرّه و تكرار برگشته و كلمهء « افراد » به كسر همزه به معناى جداگانه آوردن مىباشد . كما فعلوه : ضمير فاعلى در « فعلوه » به اصوليّون و ضمير مفعولىاش به « افراد كلّ منهما بالبحث » برمىگردد . لو اريد بها : ضمير در « بها » به مرّه برمىگردد . فلا علقة بين المسألتين : مقصود از « المسألتين » مسئلهء دلالت صيغهء امر بر طبيعت و دلالت آن بر مرّه و تكرار مىباشد . فاسد : خبر براى « انّ » در « انّ الّذى وضع اوّلا الخ » مىباشد . لعدم العلقة بينهما : ضمير در « بينهما » به « المسألتين » برمىگردد . لو اريد بها الفرد ايضا : ضمير در « بها » به مرّه برگشته و مقصود از « ايضا » نيز آن است كه همچون وقتى كه اگر ارادهء دفعه از مرّه شود علقه‌اى بين دو مسئله نبوده وقتى ارادهء فرد از مرّه شود باز علقه‌اى بين دو مسئله نمىباشد . انّما يتعلّق بها باعتبار وجودها : ضمير در « يتعلّق » به طلب و در « بها » و « وجودها » به طبيعت برمىگردد . من حيث هى ليست الّا هى : دو ضمير « هى » و ضمير در « ليست » به طبيعت برگشته و معناى اين عبارت آن است كه « طبيعت به اعتبار خودش و نه به اعتبار وجود دادنش در خارج چيزى نيست » . لا مطلوبة و لا غير مطلوبة : يعنى « ليست مطلوبة و ليست غير مطلوبة » مقصود از « مطلوبه » يعنى متعلّق امر و مأمور به قرار بگيرد و « غير مطلوبه » يعنى منهى عنه و متعلّق نهى قرار گيرد . و بهذا الاعتبار : يعنى به اعتبار وجودش در خارج .