حسن سيد اشرفى

738

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ترجمه : [ مبحث هشتم : دلالت نداشتن صيغه امر مطلقا بر مره و تكرار ] مبحث هشتم : حقّ ، آن است كه همانا صيغهء امر مطلقا ، دلالتى نيست برايش ( صيغه امر ) بر مرّه و نه تكرار ، پس همانا منصرف از آن ( صيغه امر ) ، نيست ( منصرف از صيغه ) مگر طلب ايجاد كردن طبيعت امرشدهء به آن ( طبيعت ) ، پس دلالتى نيست براى آن ( صيغهء امر ) بر يكى از اين دو ( مرّه و تكرار ) نه به هيئت آن ( صيغه ) و نه به ماده‌اش ( صيغه ) ، و امّا اكتفاء به مرّه ، پس همانا اين ( اكتفاء به مرّه ) براى حاصل شدن امتثال با آن ( مرّه ) است در امر كردن به طبيعت ، چنان كه مخفى نمىباشد . سپس مخفى نباشد بر تو : همانا اتّفاق داشتن بر اينكه همانا مصدر ، مجرّد از الف و لام و تنوين ، دلالت نمىكند ( مصدر مجرّد ) مگر بر ماهيّت - بنا بر آنچه ( بيانى ) كه حكايت كرده است آن ( بيان ) را سكاكى - موجب نمىشود ( اتّفاق ) بودن نزاع را اينجا ( مرّه و تكرار ) در هيئت ، چنان كه در فصول است ، پس همانا اين ( آنچه در فصول بوده ) غفلت و فراموشى است از اينكه همانا بودن مصدر اين‌چنين ( مجرّد از الف و لام و تنوين فقط بر ماهيّت دلالت داشته ) ، موجب نمىشود ( مصدر اين‌چنين ) اتّفاق داشتن بر اينكه همانا مادّهء صيغه ، دلالت نكند ( مادّهء صيغه ) مگر بر ماهيّت ، به دليل ضرورى بودن اينكه همانا مصدر ، نيست ( مصدر ) براى سائر مشتقّات ، بلكه آن ( مصدر ) صيغه‌اى است مثل آنها ( مشتقّات ) ، چگونه ( مصدر مادّهء سائر مشتقّات بوده ) ؟ و حال آنكه دانستى در باب مشتقّ ، مباينت داشتن مصدر و ساير مشتقّات را به حسب معنا ، و چگونه با معناى آن ( مصدر ) مىباشد ( مصدر ) مادّهء براى آنها ( مشتقّات ) ؟ پس بنابراين ( نبودن مصدر مادّهء مشتقّات ) ممكن است ادّعاى معتبر بودن مرّه و تكرار در مادّهء آن ( صيغهء امر ) چنان كه مخفى نمىباشد . اگر بگويى ( اشكالى كنى ) : پس چيست معناى آنچه كه مشهور شده است از بودن مصدر ، اصل در كلام .