حسن سيد اشرفى
704
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
امتثال را هم در نماز اعتبار كند . ولى وقتى اعتبار قصد امتثال در مأمور به واسطهء دو امر باشد كه يك امر مثلا « اقيموا الصّلاة » به خود نماز يعنى نماز بدون قصد امتثال تعلّق گرفته و خود نماز با آن واجب شود و شارع در خطاب و امر دوّمى بفرمايد : ( افعل بالصّلاة بداعى الامر المتعلّق بها اعني « اقيموا » ) يعنى نماز را اتيان كن به داعى امرى كه صلاة با آن واجب شده يعنى به داعى امر در « اقيموا » . در اين صورت نه محذور استحالهء تشريع و نه استحالهء امتثال در اعتبار شرعى قصد امتثال و قصد قربت در مأمور به پيش نخواهد آمد . بلكه شارع مىتواند متوسّل شود به اين امر دوّم براى رسيدن به تمام مقصودش . يعنى تشريع وجوب مأمور به و تشريع قصد امتثال بدون آنكه مانعى و محذورى باشد ؟ 610 - جواب اوّل مصنّف در رابطه با اشكالى كه مىگفت تمام محذورها در خصوص استحالهء تشريع و استحالهء امتثال در معتبر بودن شرعى قصد قربت وقتى است كه با يك امر اعتبار شود ولى با دو امر محذورى نبوده چيست ؟ ( قلت مضافا . . . و المستحبّات ) ج : مىفرمايد : علاوه بر دليل دوّمى كه خواهد آمد ، بايد گفت ؛ قطع داريم كه در تمامى واجبات عبادى مثل نماز ، روزه ، زكات و غيره همچون واجبات توصّلى و مستحبّات عبادى يك امر بيشتر وجود ندارد . يعنى در وجوب صلاة يا زكات يك امر كه « اقيموا الصّلاة » و « آتوا الزّكاة » بوده امر ديگرى وجود ندارد . چنان كه در مستحبّات عبادى مثل نمازهاى نافله و مانند آن و واجبات توصّلى مثل دفن ميّت و ازالهء نجاست از لباس و مسجد نيز يك امر بيشتر وجود ندارد . « 1 »
--> ( 1 ) - مقصود از اينكه يك امر بيشتر وجود ندارد ، امر تأسيسى مىباشد . چرا كه ممكن است براى دفن ميّت ، نمازهاى نافله و يا نمازهاى يوميّه اوامر مختلفى مثلا هم در قرآن و هم در كلام رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و هم در كلام ائمّه عليهم السّلام باشد ولى يك امر آن تأسيسى بوده و بقيّه آنها ، اوامر تأكيدى مىباشد .