حسن سيد اشرفى
697
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
603 - بيان مصنّف از توهّمى كه شده مبنى بر اينكه تقرّب و قصد قربت مىتواند از جانب شارع اعتبار شده و اتيان فعل به قصد امتثال امر هم ممكن بوده چيست ؟ ( و توهّم امكان تعلّق . . . لا حال الامر ) ج : مىفرمايد : متوهّم در ردّ استحالهء تشريع و اينكه قصد قربت قيد شرعى باشد و نيز استحالهء اتيان به قصد امتثال امر مىگويد : چه اشكال دارد كه شارع در مقام جعل حكم و
--> - در متعلّق امر اخذ شود دو اشكال پيش مىآيد . الف : دور : تا امرى نباشد و به واجب تعلّق نگيرد ، قصد امتثال امر ممكن نيست و قصد امتثال نيز متوقف بر وجود امر است . حال اگر قصد امتثال قبل از تعلّق امر در متعلّق امر اخذ شود آنوقت خود امر هم متوقّف بر قصد امتثال بوده و اين دور است . ب : خلف : يعنى خلاف فرض پيش مىآيد . از آن جهت كه قصد امتثال بعد از وجود امر بوده و بايد رتبهاش متأخّر از امر باشد ولى اگر در متعلّق امر اخذ شود معنايش اين است كه رتبهاش مقدّم بر امر است و اين خلاف فرض است . دور و خلف دو بيان از يك اشكال مىباشد . ولى بايد گفت : اخذ قصد امتثال در متعلّق امر از جانب شارع هيچ محذورى نداشته و مستلزم دور و خلف نمىباشد . چرا كه خلط بين مقام جعل كه مقام تصوّر و ذهن بوده با مقام تحقّق و خارج شده است . زيرا موضوع ، يعنى قصد امتثال در متعلّق امر در مقام جعل و به وجود ذهنى و تصوّرى همچون متعلّق امر ، مقدّم بر امر بوده و حال آنكه تأخّرش از امر در تحقّق و عينيّت خارجى مىباشد و منافاتى ندارد كه قصد امتثال و متعلّق امر به وجود ذهنى ، مقدّم بر امر باشد ولى به وجود خارجى متأخّر از امر باشد . به عبارت ديگر ، موقوف غير از موقوف عليه است . چرا كه قصد امتثال همچون خود متعلّق در تحقّق خارجىاش متوقّف بر امر است و حال آنكه تقدّم قصد امتثال در مقام جعل و تصوّر و وجود ذهنى مىباشد . از طرفى خلف هم نيست . چرا كه تقدّم قصد امتثال بر امر در مقام جعل و وجود ذهنى بوده ولى متأخّر بودنش از امر در تحقّق خارجى است . بنابراين ، محذورى از اخذ قصد قربت در متعلّق امر از طرف شارع نبوده و هنگام شكّ و عدم دليل بر هريك از تعبّدى و توصّلى بودن واجبات مىتوان به اطلاق لفظى كلام شارع اگر مولى در مقام بيان باشد تمسّك كرد و گفت : اصل در واجبات ، تعبّدى بودن است . ولى اگر مولى در مقام بيان نباشد بايد رجوع به اصل عمليّه كرد و بنا بر قول حقّ در اقلّ و اكثر ارتباطى نسبت به اكثر ، برائت جارى كرده و اثبات كرد توصّلى بودن واجب را .