حسن سيد اشرفى
692
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
ليست باختياريّة : ضمير در « ليست » به « ارادته » برگشته و اين جمله خبر براى « انّ » در « انّ ارادته » بوده و كلمهء « ارادته » اسم آن مىباشد . انّما يصح الاتيان : اشاره به اشكال دوّم است . بداعى وجوبه : ضمير در « وجوبه » به واجب برمىگردد . فى ضمن اتيانه بهذا الدّاعى : ضمير در « اتيانه » به واجب برگشته و مقصود از « بهذا الدّاعى » داعى وجوب مىباشد . بالمركّب من قصد الامتثال بداعى امتثال امره : كلمهء « من قصد الامتثال » جار و مجرور و متعلّق به « المركّب » و كلمهء « بداعى امتثال امر » نيز جار و مجرور و متعلّق به « الاتيان » بوده و ضمير در « امره » نيز به « المركّب » كه مقصود از آن واجب بوده برمىگردد . نعم : يعنى همهء آنچه را كه در ارتباط با استحالهء اعتبار شرعى قصد قربت در عبادات گفته شد و اشكال و جوابها مورد قبول است . لكن هذا كلّه : ضمير در « كلّه » به « هذا » كه مشاراليه آن بياناتى كه در ارتباط با اعتبار قصد قربت در عبادات و اشكال و جوابهاى آن بوده برمىگردد . اذا كان اعتباره : ضمير در « اعتباره » به قصد قربت برمىگردد . و امّا اذا كان بامرين : ضمير در « كان » به « اعتباره » يعنى اعتبار قصد قربت برمىگردد . تعلّق احدهما بذات الفعل : ضمير در « احدهما » به « امرين » برگشته و اين جمله صفت « امرين » مىباشد . و ثانيهما باتيانه بداعى امره : كلمهء « ثانيهما » عطف به « احدهما » بوده و ضمير در آن به « امرين » و ضمير در « باتيانه » و « امره » به فعل برمىگردد . فللآمر ان يتوسّل بذلك : ضمير در « يتوسل » به آمر برگشته و مشاراليه « ذلك » امر دوّم مىباشد . الى تمام غرضه و مقصده : ضمير در « غرضه » و « مقصده » به آمر برمىگردد .