حسن سيد اشرفى

679

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

موجب چنين انس و آينه شدن لفظ براى آن معنا نمىشود . بنابراين ، لفظ « العلماء » در « اكرم العلماء » منصرف به « علماى عادل » يا « علماى مجتهد » كه اكمل افراد « 1 » « العلماء » بوده نشده و اكمل بودن اين افراد سبب ظهور لفظ « العلماء » در آنان نمىشود . 597 - مصنّف در نهايت آيا ظهور صيغهء امر در وجوب را اگر پذيرفته شود كه حقيقت در وجوب نبوده مىپذيرد ؟ بيانش چيست ؟ ( نعم فيما كان . . . على الوجوب ) ج : مىفرمايد : آرى : با مقدّمات حكمت مىتوان گفت ؛ صيغهء امر به هنگام اطلاق ، ظهور در طلب وجوبى دارد . يعنى اگر آمر و متكلّم در مقام بيان باشد ، اقتضاى مقدّمات حكمت آن است كه حمل بر وجوب شود . زيرا ، اگر متكلم از اطلاق صيغه ، خصوص ندب را اراده كرده بود بايد قيد مىآورد كه مرادش ندب است و مقيّدش مىكرد به اينكه تركش اشكالى ندارد . « 2 » وقتى قيد نياورده است معلوم مىشود ؛ وجوب را اراده كرده است . 598 - ممكن است گفته شود براى استفادهء طلب وجوبى و ظهور صيغه در وجوب با كمك مقدّمات حكمت هم نياز به قيد يعنى ممنوع نبودن از تركش مىباشد جواب چيست ؟ ( فانّ النّدب . . . فى بيانه ) ج : مىفرمايد : بعد از اتمام مقدّمات حكمت براى استفادهء وجوب از اطلاق صيغه ، نيازى به قيد ممنوع نبودن از ترك نيست . زيرا ، ممنوع نبودن از ترك اصلا قيد براى حقيقت و ماهيّت وجوب نيست . بنابراين ، مطلق بودن لفظ ( صيغهء امر ) و مقيّد نكردنش درحالىكه اطلاق‌كنندهء لفظ در مقام بيان بوده كفايت مىكند در بيان وجوب و ظهور صيغه در وجوب . « 3 »

--> ( 1 ) - مثلا علماى عادل و يا علماى مجتهد نسبت به افراد فاسق و غير مجتهد اكمل هستند ولى اين‌گونه نيست كه اگر لفظ « العلماء » به صورت مطلق استعمال شود انصراف به اين افراد داشته باشد بلكه شامل همهء افراد عالم مىشود . به عبارت ديگر ، ظهور در معنايى دارد كه به واسطهء وضع واضع براى آن معنا وضع شده و به اين سبب مأنوس به آن شده است . ( 2 ) - مثلا مولى به عبدش بگويد : « جئنى بالماء ان شئت » يا « جئنى بالماء و لا اشكال فى تركه » . ( 3 ) - زيرا گفته شده است ؛ امر به شىء كردن عين نهى از ضدّ عامش مىباشد و ترك از ضدّ عامّ ، قيد