حسن سيد اشرفى
668
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
لكثرة عدم وقوع المطلوب كذلك فى الخارج : مشاراليه « كذلك » در مقام طلب بودن جملات خبريّه بوده و اين عبارت ، دليل براى « و يلزم الكذب » مىباشد . فانّه يقال انّما يلزم الخ : ضمير در « انّه » به معناى شأن بودن و جملهء « انّما يلزم الخ » نايب فاعل براى « يقال » مىباشد . اذا اتى بها : ضمير در « اتى » به مخبر و در « بها » به جملات خبريّهء در مقام طلب برمىگردد . لا لداعى البعث : يعنى « لا اذا اتى بها لداعى البعث » . كيف و الّا يلزم الكذب الخ : يعنى « كيف يلزم الكذب فى الجمل الخبريّة بداعى البعث و الّا يلزم الخ » . لا يكون كذبا : ضمير در « يكون » به « مثل زيد كثير الرّماد » برمىگردد . اذا قيل كناية عن جوده : ضمير نايب فاعلى در « قيل » به مثل دو مثال ياد شده و در « جوده » به زيد برگشته و « كناية » مفعول له مىباشد . و لو لم يكن له رماد : ضمير در « له » به زيد برمىگردد . و انّما يكون كذبا اذا لم يكن بجواد : ضمير در « يكون » به مثل دو مثال مذكور و در « يكن » به زيد برمىگردد . فانّه مقال : ضمير در « انّه » به خبر در مقام طلب برمىگردد . هذا مع انّه اذا اتى بها : مقصود از « هذا » يعنى « خذ ذا » اين جواب را داشته باش بوده و ضمير در « انّه » و « اتى » به « مخبر » و در « بها » به جملات خبريّه برمىگردد . اين عبارت بيان آن است كه اگر جملات خبريّهء در مقام طلب ، ظهور در وجوب نداشته باشند ولى با تمسّك به مقدّمات حكمت ، متعيّن در ارادهء وجوب از آنها از سوى متكلّم است . لحملها : ضمير در « حملها » به جملات خبريّه برمىگردد . يعنى گفته شود كه مقصود متكلم ، طلب وجوبى است . فانّ تلك النّكتة ان لم تكن الخ : مقصود از « تلك النّكتة » نكتهاى است كه در آكد بودن جملات خبريّه در مقام طلب گفته شد و ضمير در « تكن » به « تلك النّكتة » برمىگردد .